و پس از وى ، عابد زاهد ، امام سجاد است و آنگاه باقر العلمى كه به غايت طلب نزديك شد .
و جعفر و فرزندش موسى و پس از آن امام نيكوكارى چون حضرت رضا و امام جواد ، عابد كوشا و عسكريين و مهدى كه قائم آنان و صاحب امرى است كه تشريف نظيف و سپيد هدايت بر تن دارد و زمين را پس از آنكه از ستم پر شده باشد از عدل و داد پر مىكند و گمرهان و بدكاران را برمىاندازد .
پيشواى دليران بىباك و رزمجوئى است كه به پيكار سركشان براى كندن گياهان هرزه مىروند .
مردمى كه اهل هدايتند ، نه آنهائى كه دين نيرومند خود را به دنيا و پايههاى آن مىفروشند و اگر كينههاى شان را در آتش ريزند . دوزخ از هيزم و آتشگيره بىنياز شود .
اى صاحب حوض كوثر زلال و پر آبى كه دشمنان را از شربت گواراى آن باز مىدارى !
من در راه عشق تو ، گروهى از دشمنان بىباكت را با بيرون ريختن انديشه و گفتار تدريجى خويش ، كوبيدم ، تا انديشههاى من با شمشير بران شعر و سخن ، داغ ننگ بر جبين آنها زد .
من مهر تو و پارسائى را به يارى خود برگزيدم و با آنكه دوستان بسيارى دارم ، اما آن دو بهترين دوست منند .
پس اى على ! از درون من قصيدهء آراسته اى را به جلوه در آر كه اگر از مرز ستايش تو بگذرد ، پاكيزه نباشد .
در درون من حيا و هدايتى كه آراسته به فضل و ادب است . بسويت مىگرايد .
خود را در ستايش تو به زحمت انداختم با آگاهى به اينكه آسايش من در اين رنج است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٦٦