لا تزال يا حسّان مؤيّدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك ( 1 ) .
و قديمىترين كتابى كه اين شعر را نقل نموده است ، كتاب سليم بن قيس هلالى است كه از تابعين ( 2 ) بوده است ؛ مردى موثق و مورد اعتماد علمى شيعه و سنى مىباشد ، كه شرح حالش در جلد اول ترجمهء الغدير گذشت ، او اين اشعار را به عبارتى كه نزديكست به آنچه محقق بزرگوار فيض كاشانى ، در كتاب ( علم اليقين ) خود ذكر كرده - كه به زودى بيان مىشود - روايت نموده است و نيز عدهء قابل توجهى از علماء اسلام اين قصيده را روايت نمودهاند .
روايان اين اشعار از حفاظ عبارتند از
: 1 - حافظ ابو عبد اللَّه مرزبانى محمد بن عمران خراسانى ( درگذشتهء 378 ه . ق ) ( 3 ) در كتاب ( مرقاة الشعر ) از محمد بن حسين از حفص از محمد بن هارون از قاسم بن حسن از يحيى بن عبد الحميد از قيس بن ربيع از ابو هارون عبدى از ابو سعيد خدرى روايت نمود كه :
چون به غدير خم رسيديم پيامبر گرامى منادى را امر نمود ، مردم را به نماز بخواند ، سپس دست على را گرفت و فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . در اين هنگام حسان بن ثابت اجازه خواست تا دربارهء على شعرى بگويد . حضرت هم اجازه دادند بعد حسان شعر خود را شروع كرد :
يناديهم يوم الغدير نبيهم تا آخر اشعار .
2 - حافظ خركوشى ابو سعيد ( در گذشته 406 ه . ق ) - كه شرح حالش در ترجمهء الغدير ج 1 ص 178 گذشت - در كتاب ( شرف المصطفى ) اين اشعار را نقل مىكند .
هامش
( 1 ) اين سخن حضرت از نشانههاى نبوت است و از امور غيبى است كه حضرت بنا به مقام نبوت پيش بينى فرموده ، چه به خوبى ميديد كه مردم به زودى از امام حقيقى خود منحرف ميشوند ، لذا دعائيكه بر حسان ميفرمايد معلق مىكند بر يارى كردن اهل بيت ( ع ) .
( 2 ) تابعى به كسى ميگويند كه پيغمبر اكرم ( ص ) را درك نكند ولى به درك صحابهء پيغمبر برسد .
( 3 ) مذهب اين راوى براى ما مشخص نيست .