تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
1 - ام المؤمنين خديجه دختر خويلد ، همسر پيامبر اكرم ( ص ) اين بانو ، اشعارى نغز و لطيف مىسرود ، از جمله شعرى است كه به هنگام زانو به زمين زدن شترش در مقابل پيامبر ، و چهره بر قدم آن حضرت ماليدن و به فضل وجود مبارك حضرتش به زبان آمدن ، سروده است : به فضل پيامبر ، شتر به زبان آمد و خبر داد ؛ كه به وجود حضرت سرزمين مكه شرافت يافت . اين محمّد ، بهترين برانگيختگان خداست كه بر خاك قدم نهاده و شفيع امت است . اى كسانى كه به دو حسد مىورزيد بگذاريد خشم ، شما را نابود سازد . چه اوست محبوب و بهتر از او در خلائق نيست ( 1 ) . 2 - سعدى دختر كريز خالهء عثمان ، اشعارى در تبليغ از دين سروده است از جمله : اى عثمان ! اينست پيامبرى كه با دليل واضح از جانب خدا آمده است و قرآن بر او نازل گشته ! زنهار كه بتها ترا گمراه نسازند و پيرو او باشى . سپس گفت : همانا محمّد رسول خداست ، و جبرئيل بر او نازل مىشود . محمّد مشعل هدايتى است كه انوار تابناكش روشنگر انسانهاست . پيوسته از صدف پاك دهانش ، درهاى خيرخواهى و مصلحت انديشى نثار بشريت ميگردد ، رستگارى در دين مقدس اوست و بالاخره پيروزى نهائى براى او خواهد بود . و بعد از اين سروده ، چند شعرى هم دربارهء اسلام عثمان گفته ( 2 ) 3 - شيماء دختر حارث بن عبد العزّى خواهر رضاعى پيغمبر اكرم ( ص ) دربارهء آن حضرت چنين سروده : خداوندا محمّد را در همه حال براى ما باقى بگذار و دشمنان و كسانى كه به دو حسد مىورزند خوارشان گردان ، و آن روز را كه او سرور همهء جهانيان گردد و
هامش
( 1 ) بحار الانوار 6 : 103 . ( 2 ) اصابة 4 : 372 و 328 .