2 - در شب ولادت حضرت رسول اكرم ( ص ) ، از جانب يك بت گوينده اى نامرئى اشعارى خواند ، و بتها همه فرو ريختند . ترجمهء آن شعر :
با تولَّد مولودى جديد همهء نقاط شرق و غرب عالم از نورش روشنى يافت .
بتها به خوارى بر زمين ريختند و پادشاهان جهان همه بلرزه افتادند .
آتشكدههاى فارسيان خاموش شد و پادشاهشان شب را با غم و اندوه بروز آورد .
كاهنان كه احوال افلاك باز شناسند ، وامانده شدند . و از اخبار راست و دروغشان دست بر داشتند .
اى بزرگان قبيلهء قصىّ ، از گمراهيها دست شوئيد و بسوى اسلام : آن صحنهء باز گيتى ، روى آريد . ( 1 )
3 - شخصى بنام ورقه گويد : در شب تولد رسول خدا ، در نزد بتى كه متعلق به قبيلهء ما بود بيدار نشسته بودم ، ناگاه از درون بتى اين ندا شنيدم :
ولد النّبىّ فذلَّت الأملاك
و نأى الضلال و أدبر الاشراك
پيغمبر متولد شد و ديگر پادشاهان بخوارى افتادند .
و همچنين گمراهى و بتپرستى و شرك از ساحت بشريت زدوده گشت .
و پس از اين ، بت با سر به زمين افتاد ( 2 ) .
4 - عوّام بن جهيل همدانى كليددار بتخانهء مشهورى بنام يغوث گويد :
هامش
( 1 ) تاريخ ابن كثير ج 2 ص 341 ، الخصايص الكبرى سيوطى ج 1 ص 52 .
متن اصلى شعر :تردى لمولود أنارت بنوره
جميع فجاء الارض بالشرق و الغرب
و خرت له الاوثان طرا و ارعدت
قلوب ملوك الارض طرا من الرعب
و نار جميع الفرس باخت و أظلمت
و قد با شاه الفرس فى اعظم الكرب
و صدت عن الكهان بالغيب جنها
فلا مخبر منهم به حق و لا كذب
فيال قصى ارجعوا عن ضلالكم
و هبوا الى الاسلام و المنزل الرحب( 2 ) خصايص كبرى 1 : 52 .