تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
2 - در شب ولادت حضرت رسول اكرم ( ص ) ، از جانب يك بت گوينده اى نامرئى اشعارى خواند ، و بتها همه فرو ريختند . ترجمهء آن شعر : با تولَّد مولودى جديد همهء نقاط شرق و غرب عالم از نورش روشنى يافت . بتها به خوارى بر زمين ريختند و پادشاهان جهان همه بلرزه افتادند . آتشكده‌هاى فارسيان خاموش شد و پادشاهشان شب را با غم و اندوه بروز آورد . كاهنان كه احوال افلاك باز شناسند ، وامانده شدند . و از اخبار راست و دروغشان دست بر داشتند . اى بزرگان قبيلهء قصىّ ، از گمراهيها دست شوئيد و بسوى اسلام : آن صحنهء باز گيتى ، روى آريد . ( 1 ) 3 - شخصى بنام ورقه گويد : در شب تولد رسول خدا ، در نزد بتى كه متعلق به قبيلهء ما بود بيدار نشسته بودم ، ناگاه از درون بتى اين ندا شنيدم :
ولد النّبىّ فذلَّت الأملاك و نأى الضلال و أدبر الاشراك
پيغمبر متولد شد و ديگر پادشاهان بخوارى افتادند . و همچنين گمراهى و بتپرستى و شرك از ساحت بشريت زدوده گشت . و پس از اين ، بت با سر به زمين افتاد ( 2 ) . 4 - عوّام بن جهيل همدانى كليددار بتخانهء مشهورى بنام يغوث گويد :
هامش
( 1 ) تاريخ ابن كثير ج 2 ص 341 ، الخصايص الكبرى سيوطى ج 1 ص 52 . متن اصلى شعر :تردى لمولود أنارت بنوره جميع فجاء الارض بالشرق و الغرب و خرت له الاوثان طرا و ارعدت قلوب ملوك الارض طرا من الرعب و نار جميع الفرس باخت و أظلمت و قد با شاه الفرس فى اعظم الكرب و صدت عن الكهان بالغيب جنها فلا مخبر منهم به حق و لا كذب فيال قصى ارجعوا عن ضلالكم و هبوا الى الاسلام و المنزل الرحب( 2 ) خصايص كبرى 1 : 52 .