و بدان عمل نمىكنند و اينكه مىبينيد كه قرآنها را بر سر نيزهها كردهاند جز مكر و حيله چيز ديگرى نيست ( 1 ) .
7 - سخن ديگرى از على ( ع )
ابو عبد الرحمن مسعودى گويد : يونس بن ارقم بن عوف از مردى سالخورده از قبيلهء بكر بن وائل برايم روايت كرد كه : ما در جنگ صفين با على بوديم ، عمرو بن - عاص تكه پاره اى سياه و مربع به سر نيزه اى كرد و بلند نمود ، گروهى گفتند كه اين رايتى است كه رسول خدا ( ص ) براى او ترتيب داده و اين مطلب بين مردم شايع شد تا اينكه به حضرت على ( ع ) رسيد . حضرت فرمود : آيا مىدانيد داستان اين رايت چيست ؟
رسول خدا ، اين پارچه را به عمرو بن عاص ( اين دشمن خدا ) نشان داد و فرمود :
كيست آن را با آنچه دربارهء آن مقرر است بپذيرد ؟
عمرو گفت : اى رسول خدا ! مقرّرات و شرائط آن چيست ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود شرطش اينست كه با در دست داشتن آن با مسلمانى جنگ نكنى و آن را به كافرى نزديك ننمائى ، عمرو آن را گرفت و اكنون به خدا قسم آن را به مشركين نزديك ساخته و با در دست داشتن آن امروز با مسلمين مىجنگد ! به آن خداوندى كه دانه را در زمين شكافته و رويانده و اينهمه خلق را آفريده اينان اسلام نياوردهاند ! بلكه تظاهر به اسلام نموده و كفر و ناسپاسى را در درون خود نگاه داشتند ! همين كه يارانى و همكارانى يافتند به دشمنى و عناد خود باز گشتند ، جز اينكه نماز را به صورت ظاهر ترك نكردند ! ( 2 )
8 - نامهء أمير مؤمنان به عمرو
( اين نامه ) از جانب بندهء خدا على أمير المؤمنين به آن بى عقب و زادهء نسل
هامش
( 1 ) كتاب صفين تاليف ابن مزاحم ص 264 .
( 2 ) كتاب صفين تاليف ابن مزاحم ص 110 .