تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مگر بعد از اينكه به تعدادشان از اهل شام به قتل برسانند ! با اين كيفيت ديگر در زندگى چه خيرى خواهد بود . به خدا قسم تا ناچار نشوم با او جنگ نخواهم كرد . و بعد از فرستان آن ورقهء سفيد مهر و امضاء شده ، قيس امان نامه اى براى خود و شيعيان على تنظيم كرد و در آن شرط نمود كه آنچه از اموال و نفوس بدست ايشان از بين رفته مورد مؤاخذه و مطالبه قرار نگيرند و هيچگونه تعهّد مالى بر معاويه به نفع خود درخواست ننمود و معاويه آنچه قيس در آن ورقه نوشته بود پذيرفت و در نتيجه قيس با همراهانش تحت فرمان و طاعت معاويه در آمدند ( 1 ) . ابو الفرج گويد : معاويه به سوى قيس فرستاد و او را دعوت به بيعت با خود نمود . هنگام ورود به مجلس معاويه گفت : من سوگند ياد نموده‌ام كه با معاويه ملاقات نكنم مگر اينكه بين من و او نيزه و شمشير باشد . معاويه هم براى اينكه سوگند او را عملى كرده باشد امر كرد نيزه اى و شمشيرى آوردند و در ميان خود و قيس نهاد و چون قيس داخل شد به جهت اينكه قبلا با حضرت امام حسن عليه السّلام بيعت كرده بود رو به امام حسن نمود و عرض كرد : آيا از قيد بيعت با شما آزادم ؟ . حضرت فرمودند : آرى . پس كرسى برايش گذاشتند و معاويه هم با حضرت امام حسن بر سرير خود قرار گرفت و به قيس گفت : آيا بيعت مىكنى ؟ قيس جواب داد : آرى ولى دست خود را روى ران خود گذارده بود و به طرف معاويه دراز نكرد ، معاويه از تحت خود برخواست و خود را به قيس رساند و خم شد و دست خود را به دست قيس كشيد ولى باز هم قيس دست خود را به طرف او بلند نكرد ( 2 )
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ج 6 ص 96 ، كامل ابن اثير ج 3 ص 163 . ( 2 ) شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ج 4 ر 17 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 183 | محمد تقي واحدي / جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)