تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠

شعر ديگرى از حسان در مدح على ( ع )

جبريل نادى معلنا و النقع ليس بمنجلى
جبرئيل با صداى بلند فرياد زد در حالى كه گرد و غبار ميدان جنگ بر نشده بود .
و المسلمون قد احدقوا حول النبى المرسل
و در حالى كه مسلمانها حلقه زده بود در پيرامون پيامبر مرسل
لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على
شمشيرى غير از ذو الفقار نيست . و جوانمردى هم چون على وجود ندارد در اين اشعارش حسان به داستان فرياد جبرئيل در روز احد دربارهء على و شمشيرش اشاره مىكند . 1 - طبرى در ص 17 جلد سوم تاريخش از ابى رافع اين روايت را نقل كرده : در روز احد هنگاميكه على ( ع ) پرچمداران سپاه قريش را كشت و به زمين افكند رسول خدا عده اى از مشركان قريش را ديد ، به على دستور داد به آنان حمله كند حضرت به آنان حمله نمود و آنان را پراكنده كرد و شيبة بن مالك را كشت ، سپس جبرائيل گفت : اى رسول خدا ! اينست معناى برابرى و برادرى . پيغمبر فرمود على از من است و من از او هستم . جبرئيل گفت : منهم از شما هستم . ابى رافع گويد : در اين هنگام مردم صدائى را شنيدند كه مىگفت : لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار 2 - اين روايت را احمد بن حنبل در كتاب « الفضائل » از ابن عباس نقل كرده . 3 - ابن هشام در جلد سوم سيره ص 52 اين جريان را از ابن ابى نجيح روايت كرده است . 4 - خثعمى در « الروض الانف » جلد دوم ص 143 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 100 | محمد تقي واحدي / جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)