شعرى از حسان بن ثابت دربارهء امير المؤمنين ( ع )
ابا حسن تفديك نفسى و مهجتى
و كل بطىء فى الهدى و مسارع
اى ابو الحسن جان و دل من فداى تو باد ، و جان و دل هر رهسپار راه هدايت
، چه بكندى پيش رود و چه بتندى
ايذهب مدحى و المحبين ضايعا ؟
و ما المدح فى ذات الاله بضايع
آيا ستايش من و دوستانت از بين مىرود ، و حال اينكه ستايش ذات پروردگار از
بين رفتنى نيست
فانت الذى اعطيت اذ انت راكع
فدتك نفوس القوم يا خير راكع
پس تو بودى كه در حال ركوع دادى ، فداى تو جان همه اى بهترين ركوع كنندگان
بخاتمك الميمون يا خير سيد
و يا خير شار ثم يا خير بايع
انگشتر با ميمنت خويش را دادى ، اى بهترين آقاها و اى بهترين خريداران
و اى بهترين فروشندگان
فأنزل فيك اللَّه خير ولاية
و بينها فى محكمات الشرايع
خداوند درباره تو بهترين ولايت و حكمفرمائى را نازل كرد و در آيات محكمات
قرآن ولايت تو را توضيح داد و بيان فرمود
حسان در اين اشعارش داستان تصدق انگشترى را به سائل در حال ركوع و نزول آيه * ( إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُه وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ ) * را بشعر درآورده و حديثش در ص 85 گذشت .
سرايندهء اين اشعار را خطيب خوارزمى در « المناقب » ص 178 و شيخ الاسلام حموئى در فرائد در باب سى و نهم و صدر الحفاظ گنجى در « الكفاية » ص 107 ، و سبط ابن جوزى در تذكره ص 10 حسان بن ثابت دانستهاند .
( زيادتى چاپ دوم - و جمال الدين زرندى در نظم « درر السمطين » )