« غيبت قائم ( ع ) نيز بدينگونه است زيرا امت اسلام به سبب طولانى شدن غيبت ، آن را انكار مىنمايند . . .
و اينك داستان طولانى شدن عمر حضرت نوح ( ع ) وقتى آن حضرت درخواست عذاب از آسمان براى قوم خود كرد خداوند جبرئيل را با هفت هستهء خرما نزد وى فرستاد و گفت : اى رسول خدا ، خداوند متعال مىفرمايد : اين مردم آفريدهها و بندگان من هستند و من آنها را بوسيله صاعقه آسمانى از بين نمىبرم مگر بعد از ابلاغ دعوت و اتمام حجت ، بنابراين دوباره براى دعوت امت خود برگرد كه من بخاطر آن به تو پاداش مىدهم . اين هستههاى خرما را غرسنما كه پس از روئيدن و رشد كردن و بارور شدن آنها ، تو نيز به گشايش و نجات دست خواهى يافت و پيروان مؤمن خود را به اين امر بشارت بده .
وقتى درختان خرما روئيدند و شاخ و برگ برآورده و بارور شدند و پس از زمانى طولانى به ميوه نشستند ، نوح ( ع ) از خداوند سبحان درخواست نمود كه به وعدهء خود وفا كند ، امّا خداوند ( بار ديگر ) او را مأمور كرد از هستههاى همان نخلها بكارد و باز صبر و تلاش پيشه سازد و دليل و حجّت را بر قوم خود تمام گرداند . در اين هنگام گروههايى كه به او ايمان آورده بودند از جريان باخبر شدند . در نتيجه سيصد نفر از آنان مرتد شدند و گفتند : اگر ادّعا و دعوت نوح حق بود نمىبايست پروردگارش خلف وعده كند .
بدينترتيب خداوند متعال ، تا هفتبار پىدرپى او را مأمور كاشتن و بارور ساختن نخلها نمود و هربار گروهى از پيروان او از دين برمىگشتند تا آنكه طرفداران او به هفتاد و چند تن رسيدند در اين هنگام به وى وحى فرستاد كه : اى نوح اينك ظلمت شب به صبح روشن تبديل گرديد و حق و حقيقت آشكار شد و زلال ايمان از كدورت كفر ، با كنار رفتن بلاسرشتان بازشناخته شد . . .
امام صادق ( ع ) فرمود : حضرت قائم دوران غيبتش بدينگونه طولانى مىشود تا حق كاملا روشن و صفاى ايمان از تيرگى و ناخالصى پاك و جدا گردد . » « 1 »
هامش
( 1 ) - بحار ج 51 ص 219 - 222 .