تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
هنگاميكه اسلام غريب مىگردد و همچون شترى كه از خستگى راه به زانو درآمده و گردن خود را به زمين مىگذارد ، او از ديده‌ها پنهان مىگردد ، وى حجّت باقىمانده‌اى است از حجّت‌هاى خداوند و جانشينى است از جانشينان پيامبران » « 1 » * * * از سدير صيرفى نقل شده كه گفت : من و مفضّل بن عمر و ابو بصير و ابان بن تغلب حضور امام صادق ( ع ) رسيديم ، ديديم آن حضرت با جامهء خيبرى طوقدار و بدون يقه و آستين كوتاه بر روى خاك نشسته و با حالتى پريشان و دلى سوزان مىگريد ، غم و اندوه در چهره‌اش نمايان و دگرگونى در سيمايش هويدا و اشك در ديدگان مباركش حلقه زده و مىگويد : اى سرور من ، غيبت تو ، خواب را از من ربوده و بستر زمين را بر من تنگ نموده و آرامش قلبم را از بين برده است . سرور من ! غيبت تو گرفتارى و مصيبت مرا به مصائب أبدى پيوند زده كه از دست دادن يكى پس از ديگرى موجب نابودى جمع و تعداد ما مىگردد ، احساس نمىكنم اشكهاى چشمم خشك شود و نالهء سينه‌ام فرونشيند و آرام گيرد . . . سدير گفت : با مشاهدهء اين حالت هولناك و حادثهء ناگوار عقل از سرمان پريد و قلبمان بيقرار و پريشان شد و گمان برديم كه آن حالت ، نشانهء ناخوشى و بلاى خطرناكى است و يا آفتى از روزگار به او رسيده است ، عرض كرديم : اى فرزند بهترين خلق خدا ، خداوند ديدگان شما را هرگز اشكبار نگرداند به خاطر كدام حادثه اين گونه گريان هستيد و چه پيش‌آمدى شما را بدين ماتم نشانده است . سدير مىگويد : آنگاه امام ( ع ) آهى دردناك از سينه برآورد بگونه‌ايكه نشانگر شدت خوف و ترس وى بود ، و فرمود : « واى بر شما ، صبح امروز در كتاب جعفر ديدم و آن كتابى است مشتمل بر آگاهى به مرگها و بلاها و مصيبت‌ها و دانش گذشته و آينده تا روز قيامت و خداوند اين كتاب را به محمد ( ص ) و امامان ( ع ) بعد از او اختصاص داده است ، در اين كتاب دربارهء ولادت قائم ما اهل بيت و غيبت او و طولانى شدن آن و طول عمر وى و گرفتارى مؤمنان در آن زمان و پيدايش شك و ترديد در دلهايشان از طولانى شدن غيبت قائم و برگشتن بيشتر آنان از دين و
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه خطبه - 182 .