پيامبر اسلام ( ص ) ثابت شود و ما معتقديم تصريحاتى كه دال بر امامت و غيبت مهدى ( ع ) مىباشد متواتر و قطعى است . و هرگاه نصّ ثابت شد و دليل بر آن اقامه گرديد شخص مسلمان مكلف است آن را بپذيرد و متعبد به آن باشد و ديگران بايد وى را معذور بدارند و يا او را قانع سازند ، چه خوب گفته شاعر عرب :
ما پيرو دليليم * به هر سوئى گرايد مىگرائيم
برادران اهل سنت ما هرچند در تطبيق مهدى موعود بر امام محمد بن حسن عسكرى ( ع ) وحدتنظر ندارند ، امّا در تمام رواياتى كه دربارهء وى آمده است نظير بشارت به وجود او و حركت نهضت و ظهورش و تجديد اسلام بدست آن بزرگوار و جهانى بودن حكومت وى ، با ما موافق بوده و وحدتنظر دارند بگونهايكه روايات مربوط به حضرتش را در منابع شيعه و سنى يكسان و يا شبيه به يكديگر ملاحظه مىكنيد كه در فصل بعد از نظرتان خواهد گذشت .
در عين حال عدّهاى از علماى اهل سنّت مانند ابن عربى و شعرانى و ديگران با ما هم عقيدهاند كه حضرت مهدى ( ع ) همان امام محمد بن حسن عسكرى ( ع ) است و به نام و نسب آن حضرت تصريح كرده و او را زنده و غايب مىدانند و صاحب كتاب « مهدى موعود » اسامى جمعى از آنان را نقل كرده است .
دانشمندان اسلامى و دستاندركاران جنبشهاى اسلامى ، بايد از اين اشتراك عقيدهء دربارهء مهدى ( ع ) كه ميان تمام مسلمانان وجود دارد بنحو شايستهاى استفاده كنند ، چرا كه اين باور تأثيرى حياتبخش در بالا بردن سطح ايمان تودههاى مسلمان ، به غيب و بوعدهء نصرت الهى براى آنان خواهد داشت و روحيهء استقامت و سازشناپذيرى آنان را در برابر دشمن بالا برده و براى يارى پيشواى موعودشان مهيّا مىسازد .
و مسئله انطباق مهدى ( ع ) بر امام محمد بن حسن عسكرى ( ع ) كه نزد برادران اهل سنت ما هنوز ثابت نيست ، نبايستى سبب شود از كسانى كه قائل به اين عقيده هستند و آن را وسيلهء تقرب و نزديكى به خداوند مىدانند ، انتقاد كنند .
* * * البته هدف ما در اينجا مطرح ساختن بحث كلامى اعتقاد شيعيان دربارهء حضرت مهدى ( ع ) نيست . بلكه ارائه ديدگاهى از اين روحيهء جوشان و سرشار است كه مجامع و