صاحب اين امر ملحق گردد و صاحب اين أمر رهسپار عراق شده و لشكرى را به مدينه گسيل مىدارد تا مردم آن سامان در امنيت بسر برند و مردم دوباره به مدينه برگردند . » « 1 »
آنچه مؤيد محتواى اين روايت است اينكه ، اهل مدينه نظارهگر لشكر سفيانى بوده و وقوع معجزهء فرورفتن آنان در زمين و ضعف حكومت حجاز و چهبسا سقوط آن بعد از واقعهء فرورفتن سفيانيان و موج پشتيبانى عمومى از حضرت مهدى ( ع ) را مىبينند . . . علاوه بر همه اينها احساس مردم مدينه است كه آنان ، امام را از خود بدانند .
همانطور كه ملاحظه مىكنيد اين روايت نشان مىدهد كه در آن دوره امام شخصا به مدينه نمىآيد ، بلكه سپاهى را به آنجا اعزام مىكند كه اين احتمال نزديك به واقع بوده بلكه از ديگر گفتهها برتر است .
چنان كه جنبش مخالفى كه منجر به كشته شدن فرمانروائى منصوب از جانب امام ( ع ) در مدينه مىشود ممكن است پس از مدتى نهچندان كوتاه از تسلّط وى بر مدينه و حجاز رخ دهد . امّا در مورد حادثه تجديدبناى مرقد مطهر و مسجد پيامبر ( ص ) و بازسازى بناى كعبه و مسجد الحرام ، گفتهء صحيح اين است كه اين اقدام بعد از دورهء هشت ماههاى انجام مىپذيرد كه در آن ، نبردها و آزادسازى كشورها يكى پس از ديگرى توسط امام ( ع ) انجام مىگيرد و ممكن است اين كارها پس از آزادسازى قدس و بعد از داخل شدن تمام سرزمينهاى اسلامى تحت فرمانروائى حضرت مهدى ( ع ) باشد .
بههرحال روايات ، نشانگر اين است كه خداوند ، حجاز را بدست آن حضرت آزاد مىسازد كه در حقيقت سقوط عناصر باقيماندهء حكومت ضعيف حجاز و عقبنشينى بقاياى نيروهاى سفيانى مىباشد . . . و احتمال دارد آزادسازى حجاز و بيعت مردم آن سامان با حضرت ، بعد از استيلاى امام ( ع ) بر مكه و پس از وقوع معجزهء فرورفتن سفيانيان باشد .
* * * با قرار گرفتن سرزمين حجاز تحت فرمانروائى امام مهدى ( ع ) قلمرو دولت آن بزرگوار با وجود گروههاى مخالف آن حضرت در عراق شامل يمن ، حجاز و ايران و عراق مىشود و به
هامش
( 1 ) - كافى ج 8 ص 224 .