و مخلص بيعت گرفتهاند و در جستجوى حضرت مىباشند تا از جانب خود و پيروانشان ، با آن بزرگوار بيعت مىنمايند به اين طمع كه امام ( ع ) آنان را بپذيرد و آنها از ياران وى كه پيامبر ( ص ) وعده فرموده است ، محسوب شوند ، و به زودى بيان آن خواهد آمد .
و در منابع شيعه ، اين شش ماه را مرحلهء ظهور غيرعلنى بعد از غيبت كبرى ، قلمداد مىكنند و مراد از روايت امير مؤمنان ( ع ) كه : « ظاهر شدن او اندكى ابهامآميز است تا اينكه نام و يادش همهجا را فراگرفته ، آنگاه ظهور مىكند » اين است كه در آغاز ، امام ( ع ) بتدريج ظهور مىكند و آنگاه مسئله ظهور براى مردم روشن و آشكار مىگردد و احتمال دارد ظهور تدريجى حضرت ، بدينجهت باشد كه امر ظهور و پذيرش مردم به معرض آزمايش گذاشته شود ، تا مسئله ظهور واضح شده و جا بيفتد .
در مورد اين مقطع ، علاوه بر خبر قبل ، تعدادى روايات ديگرى نيز وجود دارد كه از حيث سند صحيح شمرده مىشود و روشنترين آنها مرقومهء حضرت مهدى ( ع ) به نمايندهء خود ، على بن محمد سمرى رضوان اللّه عليه است كه فرمود :
« به زودى از پيروان من كسانى مىآيند كه ادّعاى مشاهدهء مرا دارند ، آگاه باشيد كه هركس پيش از خروج سفيانى و صيحهء آسمانى ، ادعاى مشاهده نمود ، افتراء بسته و دروغگوست و لا حول و لا قوة الا باللّه العلىّ العظيم » « 1 »
ظاهرا منظور از مدعى مشاهدهء امام ( ع ) قبل از وقوع اين دو حادثه ، كسى است كه ادّعاى نمايندگى صاحب الأمر ( ع ) را داشته باشد نه صرف شرفيابى و به حضور ايشان رسيدن ، بدون ادّعاى نمايندگى و يا بدون سخن گفتن دربارهء آن . روايات زيادى از سوى عدهاى از علماء و اولياء مورد اعتماد و شايسته دربارهء ديدار با امام ( ع ) رسيده است و شايد همين ، سبب تعبير نمودن به جملهء نفى مشاهده باشد نه نفى رؤيت .
نوشتهء مبارك امام ( ع ) دلالت دارد بر اينكه غيبت كبرى با خروج سفيانى و صيحهء آسمانى پايان مىپذيرد و غيبت بعد از آن شبيه به غيبت صغرى بوده و مقدمهء ظهور مىباشد ، يعنى امام ( ع ) در اين مدت از چشم ستمگران و سيستمهاى اطلاعاتى آنان پنهان است ولى در
هامش
( 1 ) - بحار ج 51 ص 361 .