« او قائم ( ع ) و ياران اويند كه داراى قوت و نيروى زياد مىباشند . »
و در بحار الأنوار از امام صادق ( ع ) منقول است كه : « حضرت آيه شريفه فوق را قرائت كردند . . . عرض كرديم فدايت شويم اينها چه كسانى هستند ؟ سپس حضرت 3 مرتبه فرمودند : به خدا سوگند آنان اهل قم هستند ، به خدا سوگند آنان اهل قم هستند ، به خدا قسم آنان اهل قم هستند » « 1 »
اما رواياتى كه از طريق شيعه و سنّى در ستايش ايرانيان و نقش آنان در بدوش كشيدن درفش هدايت اسلام وارد شده ، بسيار است ، از آن جمله :
روايت مربوط به مبارزهء با اعراب ، براى بازگشت به اسلام
ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه نقل كرده است كه :
« روزى اشعث بن قيس نزد امير مؤمنان ( ع ) آمد و از ميان صفوف جماعت گذشت تا خود را به نزديكى حضرت رساند ، بعد رو به آن بزرگوار كرده و گفت : اى امير مؤمنان اين سرخرويان ( ايرانيان ) كه اطراف شما را گرفته و نزديك شما نشستهاند بر ما چيره شدهاند . در اين لحظه كه حضرت كاملا سكوت فرموده و سرش را به زير افكنده و با پاى خود آرام به منبر مىكوبيد ( يعنى اشعث چه گفتى ) ناگهان صعصعة بن صوحان كه يكى از ياران باوفاى حضرت بود گفت : ما را با اشعث چكار ! امروز امير مؤمنان ( ع ) دربارهء اعراب مطلبى را مىفرمايد كه هميشه بر سر زبانها خواهد ماند و فراموش نمىگردد ، سپس حضرت پس از درنگى اندك ، سر را بالا گرفته و فرمود : كداميك از اين شكمپرستان بىشخصيت مرا معذور مىدارد و حكم به انصاف مىكند ، كه برخى از آنها مانند الاغ در رختخواب خود مىغلطد و ديگران را از پند آموختن محروم مىسازد ! آيا مرا أمر مىكنى آنان ( ايرانيان ) را طرد كنم ، هرگز طرد نخواهم كرد . چون در اين صورت از زمرهء جاهلان خواهم بود امّا سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و بندگانش را آفريد حتما شما را براى برگشت مجدّد به آئينتان سركوب مىكنند همانگونه كه شما آنان ( ايرانيان ) را در آغاز ، براى پذيرش اين آئين سركوب نموديد » « 2 »
هامش
( 1 ) - بحار ج 60 ص 216 .
( 2 ) - شرح نهج البلاغه ج 20 ص 284 .