تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
شرق و غرب جهان مىرسد ( اى بيابان ) ( اى بيابان ) بگير آنها را كه خيرى در آنها نيست هيچكس بر هلاكت آنها آگاه نمىشود مگر چوپانى در كوهستان كه آنها را در حين هلاكت نظاره مىكند و از ماجراى آنها خبر مىدهد . پس وقتى پناهندهء به كعبه داستان آنها را مىشنود بيرون مىرود . » « 1 » و در همين كتاب از ابى قبيل نقل شده است كه گفت : « از آنها يكى باقى نمىماند مگر يك بشارت‌دهنده و بيم دهنده‌اى ، امّا بشارت‌دهنده نزد مهدى ( ع ) و يارانش مىآيد و از آنچه اتفاق افتاده خبر مىدهد و گواه صحنه ، در چهره‌اش پيداست ، يعنى خداوند صورت او را به پشت سر او برمىگرداند و بدين ترتيب با مشاهدهء برگشتن چهرهء او به پشت سر ، سخن او را تصديق مىكنند و آگاه مىشوند كه آن قوم در زمين فرورفته‌اند و دوّمى همانند اوّلى ، خداوند چهره‌اش را به عقب برمىگرداند ، نزد سفيانى مىآيد و آنچه بر سر ياران او آمده براى وى بازگو مىكند سفيانى نيز به جهت علامتى كه در او مىبيند گفتهء وى را باور مىكند و آن را مطابق با واقع مىداند . و اين دو مردانى از قبيلهء كلب هستند . » « 2 » در همين نسخه از حفصه نقل شده است كه گفت : « از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود : لشكرى از جانب مغرب مىآيد و اين خانه ( كعبه ) را مىخواهد ، تا آنكه به بيابان مىرسد و زمين آن را در خود فرومىبرد كسانى كه پيشاپيش آن هستند بازمىگردند تا ببينند چه بر سر آن قوم آمده است كه آنها هم به همان مصيبت گرفتار مىشوند آنگاه خداوند هركس را بر طبق نيّت او برمىانگيزد . » « 3 » يعنى كسى كه مجبور به شركت در لشكر سفيانى بوده اگرچه در آخرت مانند شخص داوطلب و كسى كه با ميل و ارادهء خود شركت كرده نيست امّا او نيز به زمين فرومىرود . روايتى ديگر از پيامبر ( ص ) روايت شده است كه فرمود : « در شگفتم از قومى كه در يك‌جا مىميرند يا كشته مىشوند امّا جايگاه آنها متفاوت و گوناگون است ، پرسيدند : اى رسول خدا اين چگونه است ؟ فرمود : براى اينكه در ميان آنها
هامش
( 1 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 90 . ( 2 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 91 . ( 3 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 90 .