روايات ديگرى مىگويند : اين مرد و خواهرش از عموزادگان نفس زكيه هستند كه امام مهدى ( ع ) وى را به مكه مىفرستد كه او را پانزده شب قبل از ظهور آن حضرت در مسجد الحرام بقتل مىرسانند . و اين دو برادر و خواهر از دست لشكريان سفيانى از عراق مىگريزند و جاسوسى كه از عراق با اين دو همراه بوده آن دو را به دشمنان معرفى مىكند .
روايت ذيل ، گوياى اين است كه سفيانى قتل عام خود را در مورد بنى هاشم و شيعيان آنها در مدينه به اين گونه توجيه مىكند كه وى به انتقام كشته شدن سپاهيان او در عراق بدست نيروهاى خراسانى دست به اين عمل مىزند .
در نسخهء خطى ابن حماد ، از ابى قبيل نقل شده است كه گفت :
« سفيانى ، سپاه خود را به مدينه مىفرستد و به آنها دستور مىدهد هركس كه از بنى هاشم در آنجاست ، حتى زنان باردار را بكشند ! و اين كشتار در برابر عملكرد شخصى هاشمى است كه با ياران خود از مشرق خروج كرده است ، سفيانى مىگويد : تمام اين بلاها و كشته شدن ياران من فقط از ناحيهء بنى هاشم است . پس فرمان به كشتار آنان مىدهد بطوريكه ديگر كسى از آنها در مدينه شناخته نمىشود ، آنان و حتى زنانشان سر به بيابانها و كوهها مىگذارند و به سوى مكه مىگريزند . . چند روزى دست به كشتار آنها مىزند سپس دست نگه مىدارد و هركس از آنان يافت شود وحشتزده است تا اينكه نهضت مهدى در مكه آشكار شود و هركس كه به آنجا آمده گرد آن حضرت جمع مىشود » « 1 »
از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه فرمود :
« سفيانى و همراهان وى ظاهر مىشوند و او هيچ غم و انديشهاى جز غلبه بر آل پيامبر ( ص ) و پيروان آنها ندارد ازاينرو دستهاى را به كوفه مىفرستد و آنها با گروهى از شيعيان آل پيامبر ( ص ) برخورد مىكنند كه كشته و يا به دار آويخته مىشوند و سپاهى از خراسان روى مىآورد تا آنكه وارد حوزهء دجله مىگردد و مردى ضعيف از عجم با پيروان خود خروج مىكند كه گرفتار درگيرى در نجف مىشود و سفيانى گروهى را رهسپار مدينه مىكند و آنها مردى را در آنجا بقتل مىرسانند و مهدى و منصور از آنجا مىگريزند و آل پيامبر ( ص ) از كوچك و بزرگ دستگير مىشوند . كسى باقى نمىماند مگر اينكه دستگير و زندانى مىشود ، سپاه وى به جستجوى آن دو مرد مىپردازد و مهدى ( ع ) بنا به
هامش
( 1 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 89 .