تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
« سفيانى وارد كوفه مىشود و سه روز در آنجا به غارت مىپردازد شصت هزار نفر از اهالى آنجا را مىكشد سپس هيجده شب در آنجا مىماند . . آنگاه ياوران درفش‌هاى سياه روى مىآورند تا در كنار آب منزل مىكنند . ياران سفيانى به محض اينكه خبر فرود آنها را مىشنوند پا به فرار مىگذارند گروهى از نخلستانهاى كوفه خروج مىكنند ، در حالى كه جز تعداد كمى از آنها مسلح نمىباشند و برخى از آنان اهل بصره‌اند . . به ياران سفيانى دست پيدا مىكنند و اسراى كوفه را از دست آنها آزاد مىسازند و ياران درفش‌هاى سياه افرادى را جهت بيعت نزد امام مهدى ( ع ) مىفرستند » « 1 » روايت بعدى كه از امير المؤمنين است گوشه‌اى از اشغال عراق توسط لشكر سفيانى و سپس ورود نيروهاى زمينه‌ساز خراسانى و يمنى را توصيف مىكند : « او يكصد و سى هزار تن را به كوفه مىفرستد و آنها در روحاء و فاروق فرود مىآيند شصت هزار تن از آنها راهى كوفه مىگردند تا اينكه در محل قبر هود در نخيله فرود مىآيند و روز عيد به آنها هجوم مىآورند و فرمانرواى مردم شخصى ستمگر و كينه‌توز است كه به او كاهن و ساحر مىگويند ، شخصى بعنوان فرمانده با پنج هزار كاهن از شهر بغداد به سوى آنها خروج مىكند ، هفتاد هزار نفر را بر روى پل آن شهر بقتل مىرسانند بگونه‌اى كه مردم سه روز در اثر خون و تعفّن اجساد از نزديك شدن به فرات پرهيز مىكنند و هفتاد هزار دوشيزه را كه دست و صورتشان ديده نشده به اسارت مىگيرند و آنان را در محملهايى سوار نموده به سوى جايگاهى در نجف مىبرند آنگاه از كوفه صد هزار مشرك و منافق بيرون مىآيند تا وارد دمشق مىشوند و هيچ مانع جلوى آنها را نمىگيرد و آنجا همان ارم ، داراى بناهاى رفيع مىباشد . درفش‌هاى بىنشانى كه از پنبه و كتان و ابريشم نيست از مشرق روى مىآورد كه بالاى چوب‌هاى آنها علامتى وجود دارد . مردى از اولاد آن حضرت آن درفش‌ها را به حركت درمىآورد ، از مشرق ظاهر مىشود و بوى آن همچون مشك عنبر در مغرب استشمام مىشود ترس و وحشت يك ماه پيشاپيش آنها بدل دشمنان راه مىيابد تا اينكه به خونخواهى پدران خود وارد كوفه مىشوند . در اين حال سواران يمنى و خراسانى همچون ستوران پريشان مو و غبارآلود و تيزتك از نژاد اسبان ميان باريك به سوى كوفه مىشتابند وقتى يكى از آنان به پائين پاى خود
هامش
( 1 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 84 .