قلمرو حكومت سفيانى قرار نمىگيرند و از او اطاعت نخواهند كرد . البته اين امر امكانپذير است و كمترين دليل بر آن ، جدا شدن گروههايى از اهل شام از گردن نهادن به فرمان اوست .
چه اينكه جمعيتهاى آگاه ، از شيعيان و غيرشيعيان كه از مصونيت الهى برخوردارند از مشاركت در جنبش سفيانى و عمليات نظامى وى در عراق و حجاز سرپيچى مىكنند . و بعيد نيست كه آنها داراى وضع سياسى ويژهاى باشند كه با ديگر هموطنان عادى در دولت سفيانى متفاوت باشد و آنها را تا اين اندازه مستقل ساخته باشد نظير لبنان كنونى نسبت به سوريه .
بههرحال ، وقتى سفيانى از استيلاى خود بر منطقه آسودهخاطر مىشود ، عمليات مهم برون مرزى خود را آغاز مىكند ، از جمله سپاه بزرگ خود را جهت رويارويى با ايرانيان زمينهساز ، آماده مىكند .
« سفيانى تلاش و كوشش خود را صرفا متوجه عراق مىكند و سپاه وى وارد قرقيسيا مىشود و در آنجا به كارزار مىپردازد . » « 1 »
نبرد بزرگ قرقيسيا
در روايات مربوط به سفيانى ، جنگ قرقيسيا كه در مرزهاى سوريه - عراق - تركيه بوقوع مىپيوندد حادثهاى خارج از روال طبيعى جنبش سفيانى و حوادث زمان ظهور به نظر مىرسد . . ازاينرو هدف اصلى سفيانى از جنگ عراق سلطه يافتن بر آن كشور و ايجاد مقاومت در برابر نيروهاى ايرانى و زمينهسازان ظهور حضرت ، كه از مسير عراق به سوى سوريه و قدس پيش مىروند خواهد بود . ولى در راه عراق در اثر حادثهء عجيبى جنگ قرقيسيا رخ مىدهد و آن حادثه پيدا شدن گنجى در مجراى فرات و يا نزديك مجراى رود فرات است .
بطوريكه عدّهاى از مردم براى دست يافتن به آن ، دست به تلاش مىزنند و آتش جنگ بين آنها شعلهور مىشود و بيش از صد هزار تن از آنها كشته مىشوند و هيچيك به پيروزى قطعى نمىرسند و به آن گنج دست نمىيابند . بلكه همگى از آن منصرف شده و به مسائل ديگر مشغول مىشوند .
هامش
( 1 ) - بحار ج 52 ص 237 .