« وَ كُنت عَلَيهِمْ شهِيداً مَّا دُمْت فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنى كُنت أَنت الرَّقِيب عَلَيهِمْ وَ أَنت عَلى كلِّ شىْءٍ شهِيد » ؛ و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم ؛ پس چون روح مرا گرفتى ، تو خود بر آنان نگهبان بودى ، و تو بر هر چيز گواهى « 1 » .
از اين آيه استفاده مىشود كه اگر چه اعلان نتايج اين شهادت در روز قيامت است ، اما احاطه به موضوع شهادت يعنى اعمال و رفتار قوم ، در دنيا و در خلال معاصرت شاهد با امت خود حاصل مىشود ؛ چرا كه در اين فقره از آيه مىفرمايد : « و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم ؛ پس چون روح مرا گرفتى . . . » ، به همين دليل لازم است شاهدى كه خداوند متعال در روز قيامت به وسيلهء او بر قوم احتجاج مىكند با كسانى كه مورد شهادت وى واقع مىشوند معاصر باشد ، به همين دليل نمىتوان - / چونان زمخشرى كه در تفسير خود مرتكب اين اشتباه شده است « 2 » - / شهيدانى را كه بر امتها شهادت مىدهند به انبيا عليهم السلام محصور نمود ، بلكه لازم است اين گونه معتقد شويم كه در هر زمانى شاهدى بر اعمال معاصران ، وجود دارد . چنان كه فخر رازى در تفسير خود به اين مسأله تصريح كرده است ؛ آنجا كه مىگويد : « اما كلام خداوند متعال : « وَنَزَعْنا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً » ؛ و از ميان هر امتى گواهى بيرون مىكشيم ، معنايش اين است كه كسى را مشخص مىكنيم تا بر آنها شهادت بدهد ، حال بعضى گفتهاند كه اين شهدا همان انبيا هستند و شهادت مىدهند كه خود دلايل و آيات الهى را به قوم رسانده و نهايت سعى خود را در تشريح و ايضاح دلايل الهى بر مردم به كار بردهاند و در اين صورت آشكار مىگردد كه كوتاهى از مردم بوده است و اين باعث ازدياد غم و غصه آن مردم مىشود .
هامش
( 1 ) . مائده / 117 .
( 2 ) . تفسير كشّاف 3 / 429 .