تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
زمان ، كه خداوند متعال در رابطه با هدايت و گمراهى مردم و انطباق اعمال آنان با دين مستقيم الهى به او بر اهل همان عصر و زمان « كل أُمة » و « كل أُناس » احتجاج مىكند ، مورد تأكيد قرار مىدهد . روشن است كه مقتضاى اين كه امام حجّت خدا بر مردم باشد اين است كه وى خود ابتدا داناى به شريعت الهى باشد تا بتواند خلق را به سوى اين شريعت هدايت كند و براى قيام به اين مسئوليت مهم در ميان مردم حضور داشته باشد و ثانياً اين‌كه به كارهاى قوم خود احاطه داشته باشد تا عنوان شهيد و شهادت بر او صدق نمايد يعنى بتواند بر موافقت يا مخالفت آن مردم با دين مستقيم الهى در روز قيامت شهادت دهد . پيدا است شهادتى كه در اين آيات ذكر شده مطلق است . « آنچه از ظاهر كلام همه مفسران بر مىآيد مطلق بودن اين شهادت است كه عبارت است از شهادت بر اعمال امت‌ها و حتى تبليغ رسولان و پيامبران » « 1 » زمخشرى نيز در تفسير كشّاف به اين نكته تصريح كرده و گفته است : « اين بدان دليل است كه رسولانِ امت‌ها شاهدانى هستند كه بر تبليغ خويش نيز شهادت مىدهند » « 2 » ، وى همچنين در بيان معنى شهيد گفته است : « او كسى است كه هم به نفع و هم به ضرر مردمان شهادت مىدهد ، شهادت به ايمان و تصديق ، يا شهادت بر كفر و تكذيب » « 3 » . حال بايد به اين نكته اشاره كرد كه شاهدى كه قصد شهادت دادن بر گروهى را دارد بايد زنده و معاصر با آنان بوده ، وفات نكرده باشد ، چنان كه قول خداوند متعال از زبان حضرت عيسى عليه السلام بر همين نكته دلالت دارد :
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان 1 / 32 . ( 2 ) . تفسير كشّاف 3 / 429 . ( 3 ) . تفسير كشّاف 2 / 626 .