نمىتوان پذيرفت كه مراد در اين آيه كتابهاى آسمانى و يا لوح محفوظ باشد ، چرا كه آيه عموميت و تصريح دارد كه مدلول آيه كه عدم خالى بودن هيچ زمان و هيچ قومى از امام است ؛ شامل خلق اولين و آخرين مىشود ، در حالى كه از نظر قرآن و تاريخ ثابت شده است كه اولين كتاب آسمانى تشريعى كتاب نوح عليه السلام است و اعتقاد به اين كه مراد از امام در اين آيه يكى از كتابهاى آسمانى در هر زمان باشد به معناى خارج كردن زمان قبل از حضرت نوح عليه السلام از مدلول آيه است كه اين خلاف منطوق صريح آن است ؛ چرا كه آيه دلالت صريح دارد كه لفظ « كل اناس » شاملِ اهل همه عصرها و زمانها مىشود .
همچنين نمىتوان كلمه امام را در اين آيه به لوح محفوظ تفسير نمود چرا كه لوح محفوظ يكى بوده و اختصاص به اهل زمان معينى ندارد در حالى كه آيهء شريف تصريح دارد كه هر مردمى را امامى خاص به خود مىباشد .
در اين صورت جز يكى از دو عقيده اول باقى نمىماند و مشخص است كه مراد از امام در آيه كسى است كه اهل هر زمانى در راه حق يا در راه باطل به او گرويده و از وى پيروى مىكنند . يا اينكه مراد در آيه تنها امام بر حق باشد و او كسى است كه خداوند سبحان در هر زمانى وى را براى هدايت مردم انتخاب مىكند و حجّت خداوند عزوجل بر آن مردم بوده و در روز قيامت نيز خداوند آنان را به نام او مىخواند تا به واسطه او بر آنان احتجاج كند ، حال چنين شخصى پيامبر باشد ، مانند ابراهيم خليل عليه السلام و حضرت محمد صلى الله عليه و آله و يا پيغمبر نباشد مانند اوصياى انبيا عليهم السلام .
مراد از خواندن و دعوت نيز در آيه ، احضار مردمان است يعنى هر گروهى از مردم در هر زمانى با امام زمان خود احضار مىشوند سپس آنان كه به امام حق اقتدا كردهاند پروندهء اعمال در دست راست حاضر شده و گمراهى و
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: منذر حكيم
ص٦٩