نموده و از او پيروى كنند و اين مفهوم در قرآن تنها به دو صورت استعمال شده و استعمال سومى ندارد و آن دو چنين است : يكى در مورد امامى كه از جانب خداوند تبارك و تعالى براى هدايت خلق به امر خداوند عزوجل منصوب شدهاست ، چنان كه در اين چند آيه از كلام خداوند عزوجل آمده است :
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا » ؛
آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مىكردند « 1 » .
و « إِني جَاعِلُك لِلنَّاسِ إِمَاما » ؛ من تو را پيشواى مردم قرار دادم « 2 » .
و « وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلى الَّذِينَ استُضعِفُوا فى الأَرْضِ وَ نجْعَلَهُمْ أَئمَّةً وَ نجْعَلَهُمُ الْوَارِثِين » ؛
و خواستيم بر كسانى كه در زمين فرو دست شدهاند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [ مردم ] گردانيم ، و ايشان را وارث [ زمين ] كنيم « 3 » .
و « وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاما ؛ و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان « 4 » .
پس در همه اين موارد ملاحظه مىشود كه جعل و قرار دادن امامت تنها مستقيماً به خداوند متعال نسبت داده شده است .
و اما نوع دوم از امامت و معناى امام در قرآن كريم مربوط به كسانى است كه در راه گمراهى ، پيشوا و مقتداى مردم قرار گرفتهاند چنان كه در آيهء شريف :
« فَقَاتِلُوا أَئمَّةَ الْكفْرِ » ؛ پس با پيشوايانِ كفر بجنگيد « 5 » .
و آيهء : « وَ جَعَلْناهُمْ أَئمَّةً يَدْعُونَ إِلى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنصرُون » ؛
و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه پيروان خود را به سوى آتش فرا مىخوانند و در قيامت كمكى به آنان نخواهد شد « 6 » .
هامش
( 1 ) . انبياء / 73 .
( 2 ) . بقره / 124 .
( 3 ) . قصص / 5 .
( 4 ) . فرقان / 74 .
( 5 ) . توبه / 12 .
( 6 ) . قصص / 41 ، البته جَعل الهى در اين آيات به اين معنى نيست كه خداوند متعال آنان را همانند امامانِ هدايت ، براى پيشوايى و امامت در راه باطل نصب مىكند ؛ بلكه به تعبير مرحوم علامهء طباطبايى در الميزان : « معناى پيشوا كردن آنان براى دعوت به آتش اين است كه : ايشان را پيش قدم در كفر و گناه كرد در نتيجه ديگران به ايشان اقتدا كرده ، و به آنان پيوستند » ترجمهء الميزان 16 / 54 .