مسئوليتِ موعودِ خود ظهور خواهد كرد . آنان براى عقيدهء خود دليل عقلى و نقلى جز استناد به احاديثى كه به ظهور آن حضرت در آخر الزمان اشاره دارد ، ندارند و اين دليل ، براى استدلال بر اين مطلب كه ولادت آن حضرت در آخرالزمان به وقوع مىپيوندد ، كافى نيست ؛ چنان كه اين دليل نمىتواند نفى كنندهء غيبت او باشد چرا كه طبق اعتقاد مكتب اهل بيت عليهم السلام ظهور و غيبت در يك زمان به وقوع نمىپيوندد ، تا براى دفع مسأله اجتماع نقيضين كه عقلا محال است ، گفته شود كه اثبات ظهور در آخرالزمان نفى غيبت مىكند ، چرا كه اماميّه ، غيبت آن حضرت را قبل از ظهور مىدانند ؛ پس تعارضى ميان اين غيبت و ظهور نيست .
مكتب اهل بيت در كتابهاى مشهور عقيدتى خود براى اثبات غيبت ، ادله بسيار مفصلى ارائه نموده است « 1 » .
در مبحث گذشته ديديم ، بشارتهاى آسمانى كه در اديان گذشته در رابطه با منجى موعود جهانى در آخرالزمان وارد شده است هيچگاه جز بر حضرت مهدى فرزند امام حسن عسكرى عليهما السلام كه مكتب اهل بيت به او اعتقاد دارد به طور كامل منطبق نگشته و بشارات نيز صراحتاً به غيبت آن حضرت تأكيد نموده است و اين مهمترين مشخصهاى است كه عقيدهء اماميه را تأييد مىكند .
چنان كه آن بشارات به اين مطلب نيز تأكيد دارد كه وى پايان بخش پيشوايان دوازده گانه است و خصوصيات ديگرى كه جز بر آن حضرت بر كس ديگرى
هامش
( 1 ) . مانند رسائل شيخ مفيد در غيبت كه پنج رساله است به اضافه كتاب الفصول العشره فى الغيبه و كتاب المقنع فى الغيبة نوشتهء سيد مرتضى و كتاب غيبت شيخ طوسى و كتاب اكمال الدين شيخ صدوق و كتاب غيبت شيخ نعمانى و همهء كتابهايى كه در موضوع امامت نوشته شده است مانند شافى و خلاصه آن و كتابهاى ديگر كه همه ، انواع دليلها را كه بسيار زياد است بر اين موضوع اقامه نمودهاند .