مذهب اهل بيت عليهم السلام بوده و اين عقيده را از اعتقاد اهل سنّت درباره مهدى موعود جدا مىكند ، چه در انديشهء انسانى كه طول عمر مصلح جهانى را از ضروريات مىشمارد ، و چه در انديشهء دينى كه ايمان خود را به مصلح جهانى با ايمان به اين كه وى پس از غيبتى طولانى باز خواهد گشت پيوند داده است ، امرى بعيد نيست بلكه وقوع غيبتهايى در تاريخ انبيا عليه السلام اين عقيده را تأييد و پشتيبانى مىنمايد .
3 . اگر چه اديان آسمانى بر اصل مسأله ايمان به مصلح جهانى و غيبت قبل از ظهور او اجماع كردهاند ، اما اين اجماع با اختلاف شديدى در تعيين هويت و شخص اين مصلح همراه شده كه اين اختلاف ناشى از عوامل چندى است كه از ميان آنها مىتوان به اين موارد اشاره نمود :
بشارتهايى كه در كتب مقدس در رابطه با مصلح جهانى وارد شده است از مسألهاى غيبى سخن به ميان مىآورد و انسان طبيعتاً مايل است تا حقايق غيبى را در مصاديقى محسوس كه مورد شناخت خود اوست تجسّم خارجى بخشد . از جملهء اين عوامل است تعصب مذهبى و ميل به دست يا بى به افتخار انتساب به كسى كه اين نقش مهم تاريخى را ايفا مىكند و اين تعصب و رغبت پيروان هر دين را وا داشته است تا بشارات را تأويل نموده و يا آنها را با بشاراتى كه در رابطه با پيامبر يا وصى خاصى غير از مصلح جهانى معروف وارد شده است مخلوط كنند يا آن بشارات را تحريف نمايند تا وى را بر مشخصات رهبران و سمبلهاى دينى خود تطبيق دهند پس اختلاف در اينجا ناشى از سوء تفسير و تطبيق بشارات آسمانى است و از خود متن بشارات سرچشمه نمىگيرد .
4 . راه حل اين اختلاف نيز جدا كردن بشارتهايى كه در رابطه با مصلح
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: منذر حكيم
ص٥٧