پس از اثبات اينكه تحريف در اديان پيشين شامل همه نصوص وحيانى آن نمىشود و ممكن است به آن قسمت از مطالب وارد شده در كتابهاى اديان سابق كه مورد تأييد و تصديق نصوص اسلامى مىباشد و يا واقعيت تاريخ ، كاشف از صحت آن ، به عنوان خبر غيبى كه جز خداوند متعال كسى از آنها آگاه نيست ، بوده و اخبار مهدى عليه السلام هم از آن جمله است ، استناد كرد ، هيچ مانعى از استدلال به اين بشارات در صحت اثبات اعتقاد اماميه ديده نمىشود .
7 . ديگر اينكه استناد به بشارتهاى اديان پيشين در اثبات صحت عقيدهء اهل بيت عليهم السلام در رابطه با مهدى موعود و اضافه كردن اين دليل به دلايل شرعى و عقلى ديگر ، داراى نتايج چندى مىباشد كه از آن جمله است : كشف از اهميت اين عقيده و راسخ شدن ايمان به آن در نزد پيروان اين اديان ، كمك كردن به پيروان اديان و مذاهب ديگر در شناخت هويت مصلح جهانى كه متن كتابهاى مقدسشان به او بشارت داده و دعوت آنها به اسلام از اين طريق و احتجاج كردن با آنها به وسيلهء متونى كه در نزد خود آنها معتبر است كه اين رساترين احتجاج مىباشد ، و از جملهء آن ثمرات ، ايجاد محور واحدى براى اصلاح طلبان دينى از پيروان اديان مختلف است تا به تلاشهاى آنها نظم بخشيده ، آنها را تأييد و تقويت نمايد و اين امر بر اساس ايمان به وجود اين مصلح جهانى و عنايت داشتن او به تلاش زمينه سازان ظهورش استوار است زيرا عقيدهء اسلام در بارهء مهدى از نظر فراگيرى و تفصيل در پرداختن به اين نظريهء ريشه دار در انديشه دينى و بشرى ، داراى گستردگى بيشترى است .
علامه شهيد سيد محمد باقر صدر گويد : « گر چه نظريه مهدى بسيار قديمىتر و گستردهتر از اسلام است اما جزئيات و علايم مفصلى كه اسلام براى آن مشخص نموده است بيشتر مىتواند آرزوهاى بشر را كه از آغاز طلوع
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: منذر حكيم
ص٥٩