كه اين مطلب هنگامى صحيح است كه عقيدهء اماميّه درباره مهدويت تنها به آن بشارات مستند باشد در حالى كه اين چنين نيست .
حال اگر هر انديشهء اسلامى را كه در اديان گذشته نظيرى براى آن يافت شود از افكار وارد شده در جهان اسلام بدانيم اين امر ، منجر به اخراج بسيارى از حقايق و بديهيّات اسلامى كه قرآن كريم و احاديث شريف صحيح بر آنها مهر تأييد زدهاند اما در اديان دين پيشين نيز موجود است خواهد گرديد و بطلان اين مطلب روشن است و هيچ صاحب عقلى آن را انكار نمىكند . پس معيار در تشخيص افكار و انديشههاى اضافه شده به اسلام اين است كه آن انديشهها را بر قرآن و سنّت عرضه كنيم و آن دسته از آنها را كه با قرآن و سنّت موافق بوده پذيرفته و آنچه را كه با آنها موافق نيست به دور بيندازيم ، معيار اين نيست كه انديشههاى اسلامى را با كتابهاى اديان پيشين بسنجيم و هر چه را كه با اديان پيشين موافقت داشت دور بيندازيم و حال اينكه مىدانيم در كتابهاى اديان پيشين مطالبى هست كه دست تحريف به آنها نرسيده و صدور آنها از منبع واقعى وحى كه قرآن كريم نيز از همان منبع صادر شده است به اثبات رسيده است .
مضافاً بر اينكه عقيدهء فرقهء اماميه در رابطه با مهدى منتظر عليه السلام مستند به يك واقعيت ثابت تاريخى است و اين كه حضرت مهدى عليه السلام دوازدهمين تن از پيشوايان اهل بيت عليهم السلام مىباشد امرى است كه در تاريخ به اثبات رسيده است .
تاريخ نويسانِ مذاهب مختلف اسلامى حتى ولادت مخفيانهء آن حضرت را از حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام در كتابهاى خود ثبت نموده و دانشمندان مذاهب مختلف اسلامى ، - / حتى آنان كه باور ندارند وى همان مهدى موعود
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: منذر حكيم
ص٥٥