بن عازر بن هارون ايمان داشته و مسيحيان به غيبت « مسيح » و بازگشتش ايمان دارند . مسيحيان حبشه نيز به بازگشت پادشاه خود « تئودور » در آخرالزمان به عنوان مهدى ايمان دارند ، همچون هندوها كه به بازگشت « ويشنيو » « 1 » و زردشتيان كه به زندگى « اوشيدر » « 2 » ايمان داشته بودائيان انتظار برگشت بودا را كشيده و گروه ديگرى نيز هستند كه منتظر بازگشت حضرت ابراهيم عليه السلام » هستند و به همين ترتيب بسيارى از مذاهب ديگر « 3 » .
به اين ترتيب قضيهء غيبت قبل از ظهور مصلح جهانى در نزد هيچ يك از دينهاى آسمانى امرى بيگانه و دور از ذهن نبوده ، هيچ انسان منصفى نمىتواند ادعا كند كه همهء اين اعتقادات براساس خرافات و اساطير بنا شده است ، چرا كه خرافات و اساطير نمىتوانند در ميان همه دينها به صورت انديشهاى اصيل جلوهگر شوند و در عين حال هيچ كدام از دانشمندانِ آن دينها اصل آن انديشه را انكار نكنند . از ديگر سوى آشكار است كه دانشمندانِ هيچ يك از دينهاى آسمانى اصل نظريهء غيبت را انكار نكرده و نهايتاً در مصداق آن اختلاف پيدا كردهاند و هر كدام آن مصلح غايب را مطابق با اعتقادات دين خود پذيرفته و مصداق اين امر را در ساير اديان رد مىكنند .
انتشار اصل اين نظريه در تمام دينهاى آسمانى كاشف از زمينه مشترك اعتقادى است كه وحى الهى در همه اين اديان به وجود آورده و تجربيات پيامبران الهى عليهم السلام آن را پشتيبانى نموده است ، چرا كه در سيره پيامبران الهى غيبتهاى متعددى يافت مىشود ، مانند غيبت و بازگشت ابراهيم خليل عليه السلام يا
هامش
( 1 ) .Vishnu.
( 2 ) . البته منجى زردشتيان سوشيانس يا سوشيانت نام دارد كه پس از اوشيدر و اوشيدرماه ظهور خواهدكرد ر . ك جاماسب نامه .
( 3 ) . به عنوان مثال ر . ك : سيد عميدى ، دفاع عن الكافى 1 / 181 ، احقاق الحق 13 / 3 - / 4 .