طولانى ، در آن روز به استقرار و آرامش خواهد رسيد .
به همين دليل است كه مىبينيم اين ادراك غيبى و انتظار آينده تنها شامل كسانى كه از حيث دينى به غيب ايمان دارند نشده است ، بلكه دامنهء آن به كسان ديگر نيز امتداد يافته و حتى در ايدئولوژىها و جهتگيرىهايى نفوذ كرده است كه به شديدترين وجهى ايمان به غيب را انكار مىكنند ، مانند ماترياليسم ديالكتيك كه تاريخ را براساس تناقضات تفسير كرده و به روز موعود ايمان دارد ، روزى كه در آن همهء تناقضات بر طرف شده و همدلى و صلح در آن حاكميت خواهد داشت .
همچنين مىيابيم كه « اين تجربهء روحى كه انسانيت در طول زمان با آن مىزيسته ، از گستردهترين و كلىترين تجربههاى روحى در ميان افراد نوع بشراست » « 1 » .
در اين صورت ايمان به نظريهاى كه مهدى موعود تجسم آن است بيشترين انتشار را در ميان همه ابناى بشر داشته است چرا كه اين نظريه ريشه در غريزه كمال جويى فطرى انسان دارد به عبارت ديگر مسأله مهدى موعود و ظهور مصلح جهانى پاسخ به نياز فطرى انسان است و به همين دليل به وقوع پيوستن آن نيز حتمى است زيرا چنان كه مىدانيم فطرت انسانى هيچگاه طالب چيزهاى غير موجود نمىشود .
هامش
( 1 ) . بحث حول المهدى / 7 - / 8 .