بن احمد فرستادند كه او را نمىشناخت . آن مرد با وى خلوت كرد و به او گفت من مالى دارم كه مىخواهم به دست صاحب الزمان برسانم ، محمد به او گفت :
اشتباه آمدهاى من در اين رابطه هيچ چيز نمىدانم ، آن مرد دائم در صدد دلجويى و ايجاد روابط دوستانه با محمد بن احمد بود ، اما محمد همواره خود را به نادانى مىزد . آنان ، جاسوسان خود را در ميان همه وكلا پراكنده ساختند اما همهء وكيلان از گرفتن پولهايى كه برايشان مىآمد خوددارى مىكردند » « 1 » .
از رواياتى كه در رابطه با سيرهء امام زمان عليه السلام در زمان غيبت كبرى وارد شده استفاده مىشود كه تلاشهاى حضرت امام زمان عليه السلام در جلوگيرى از آزار و اذيت و ترور دستگاه حكومتى عباسى - / چنان كه در فقرهء قبل ديديم - / تنها در رابطه با وكيلان نبوده است بلكه تلاشهاى آن حضرت در اين زمينه شامل حفاظت از ساير مؤمنان در برابر ستم دستگاه عباسى نيز بوده و اين سنّت ثابتى در سيرهء پدران بزرگوار آن حضرت بوده است ؛ آنان همگى در حد توان خود در رعايت حال مؤمنان و برگرداندن آزار و ناراحتى از آنان تلاش نمودهاند .
از نمونههاى رعايت حال مؤمنان در اين راستا روايتى است كه كلينى در كافى آن را از على بن محمد نقل مىنمايد كه گفت : « توقيعى از ناحيهء مقدسهء امام زمان عليه السلام صادر شد و در آن ، شيعيان را از زيارت مقابر قريش و حيره نهى مىكرد . پس از چندى وزير باقطائى را خواست و به او گفت : بنى فرات و برسيان را ملاقات كن و به آنها بگو مقابر قريش را زيارت نكنند چرا كه خليفه دستور داده است بر آن مقابر نگهبان گذاشته و هر كس به زيارت آنها برود دستگير شود » « 2 » .
هامش
( 1 ) . كافى 1 / 525 .
( 2 ) . كافى 1 / 525 .