تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع المسائل ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
امام جماعت ، نماز جهرى را سهوا به اخفات بخواند ومأموم ، جهت اعلام أو به قصد قرآنيت بگويد ( لا تجهر بصلاتك ) آيا حكم أول را دارد كه نماز باطل نيست يا حكم دوم را كه سبب بطلان است بيان فرمائيد . ج - مقصود در أول اين است كه ذكر را به قصد ذكر بگويد وبراي اين كه غير را ملتفت چيزى نمايد صدا را به گفتن آن بلند كند بنحو داعى بر داعى كه اين دو قصد در طول يكديگر هستند يعنى داعى بر اين كه ذكر را بلند مىگويد افهام ديگرى است . ودر دوم مقصود اين است كه غرض اصلى ، افهام غير است منتهى در مقام افهام گفتن الله أكبر را انتخاب مىكند مثل اين كه گاهى انسان مطلبي را از كسى مىشنود ودر مقام اظهار عظمت آن مطلب ، مىگويد الله أكبر ويا در مقام ناراحتى يا تعجب مىگويد لا إله الا الله ، يا اين كه غرضش هم خدا باشد وهم فهماندن مطلبي به غير بطورى كه هر دو در عرض هم مقصود باشند ودر هر دو فرض فرقى بين تكبيرة الاحرام وتكبيرات مستحبه ديگر وبحول الله وسمع الله وأذكار ديگر نيست . وهمچنين است حكم در قرائت آية كه اگر به قصد قرآنيت بخواند وصدا را بلند كند هر چند قصد افهام ، داعى بر داعى باشد اشكال ندارد واگر قصد قرائت قرآن نداشته باشد ، مثلا قصدش خطاب به امام جماعت باشد يا قصد قرائت وافهام ، ضميمه باشند موجب بطلان خواهد شد .
س 170 - در نماز ، عوض بحول الله الخ يا حي ويا قيوم گفتن به قصد قربت مطلقه چه صورت دارد ؟ . ج - أحوط ترك تبديل ذكر مأثور است به غير آن .
س 171 - اگر باء غير المغضوب ، بي اشباع خوانده شود بهتر است يا با اشباع ؟ واگر به هر يك از دو شكل قرائت شود جائز است ؟ . ج - كسره باء را خوب ظاهر كنند كافى است ، واشباع نشود كه توليد ياء كند .
س 172 - به نظر حضرتعالى چرا نماز را حتما به عربى صحيح بايد خواند ولى نيت آن را به هر زبانى مىتوان گفت ؟ . ج - نيت ، امرى است قلبي وبه زبان آوردن آن لازم نيست وقرائت و