تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
و چنان شد كه امام فرموده بودند . سپاه مهتدى در آن جنگ شكست خورده و وى تنها به داخل شهر سامرا گريخته و به عموم مردم استغاثه مىكرد و فرياد مىزد : اى مسلمانان ، من امير المؤمنين هستم . بياييد و در دفاع از خليفهء خود بجنگيد . اما كسى وى را اجابت نكرد « 1 » . ابو هاشم جعفرى گويد : من به همراه امام حسن عسكرى عليه السّلام در زندان مهتدى پسر واثق محبوس بودم . آن حضرت به من فرمودند : در همين شب خداوند عمر او را كوتاه خواهد كرد ، هنگامى كه صبح شد تركان شوريده و مهتدى را كشته ، معتمد را بر جاى او نشاندند « 2 » .

3 . معتمد پسر متوكّل عبّاسى ( 256 - 279 ه ق )

حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام بعد از معتزّ و مهتدى با معتمد عبّاسى معاصر بوده است ؛ خليفه‌اى كه در لهو و لعب و لذّات غوطه‌ور شده و اصلا به فكر مردم و رعيت نبوده است . به همين خاطر مردم او را ناخوش داشته و برادرش طلحه را دوست مىداشتند « 3 » . معتمد نيز بسيار ضعيف بوده و تحت تأثير تركانى كه ادارهء امور حكومت به دست آنان بوده ، خلفا و امرا را تغيير مىدادند عمل مىكرده است . معتمد ضعف خود را در اين چند بيت به تصوير كشيده است : « آيا از عجايب نيست كه شخصى مثل من كمترين چيزها هم برايش دست نيافتنى باشد » « همهء دنيا به نام او روزى بخورند و او از همهء آن اموال هيچ چيز در دست
هامش
( 1 ) . الكامل فى التّاريخ 5 / 356 . ( 2 ) . مناقب 2 / 462 . ( 3 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفا / 425 .