مىتوان از خلال اينروايت بر گستردگى پايگاه مردمى حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام و ارتباط آن حضرت با مردم و عمق پيوندهايى كه آن حضرت را به آنان متصل مىنمود به خوبى استدلال كرد . آن حضرت همواره در جستجوى نيازهاى آنان بوده و به صورت مستقيم يا غير مستقيم در برآوردن حاجات آنان همكارى و كمك مىنموده است ، همچنين مىتوان از اينروايت به خوبى دريافت كه بعضى از اصحاب آن حضرت در شهرهاى مختلف روابطى با واليان و مديران امور داشته و در عملكرد آنان تأثيرگذار بودهاند ، اخبار شيعيان نيز همواره به صورت دست اوّل به آن حضرت مىرسيده است ، آن حضرت نيز سعى در دور كردن شيعيان از افتادن در دامهاى هيأت حاكم داشته است ، همچنانكه در قصّهء سيف بن ليث مصرى كاملا مشهود است .
ج - به زندان افتادن حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام : مهتدى عبّاسى دريافت كه از طريق تهديد و تبعيد و مصادرهء اموال ، نمىتواند فعاليتهاى امام عليه السّلام و شيعيان و گسترش دامنهء حركت آنان را محدود كند ، چراكه تعليمات حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام و مراقبت دائم آن حضرت از شيعيانش اقدامات حكومت عبّاسى را خنثى مىنمود . اين بود كه چارهاى جز به زندان انداختن حضرت امام عليه السّلام و سخت گرفتن كار بر آن حضرت در زندان نديد ، و صالح بن وصيف را بهعنوان زندانبان آن حضرت گمارد ؛ همان كسى كه مهتدى ، موسى بن بغاى ترك را براى قتل وى مأمور كرده بود . از ابتداى دستگيرى حضرت امام عسكرى عليه السّلام عبّاسيان به نزد صالح آمده و به او گفتند : كار را بر وى سخت بگير و با او به هيچ وجه مدارا نكن .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: منذر حكيم
ص١٥٨