صالح به آنان گفت : من ديگرچه كارى مىتوانم انجام دهم ؟ در حالىكه دو نفر از بدترين كسانى كه توانستم مأمور مراقبت از او نمودم . اما آن دو نفر در اثر مصاحبت با او از نظر عبادت و نماز و روزه به درجهء بالايى رسيدهاند . من به آنها گفتم : مگر در اين مرد چه ديدهايد ؟ آنان به من پاسخ دادند : چه مىگويى دربارهء مردى كه روزها را روزه مىگيرد و تمام شب را به قيام و نماز و عبادت به درگاه خداوند مشغول است ؟ هيچگاه سخن نمىگويد و هيچ چيزى او را از ذكر و ياد خداوند غافل نمىكند . او كسى است كه چون به او نگاه مىكنيم همهء اندام ما به لرزه درمىآيد و ترسى به دل و جان ما مىافتد كه قادر به كنترل خود نيستيم ، هنگامى كه عبّاسيان اين سخن را از صالح بن وصيف شنيدند با نااميدى از نزد او بيرون رفتند « 1 » .
مهتدى همواره حضرت امام عسكرى عليه السّلام را به قتل تهديد مىكرد . اين خبر به يكى از اصحاب امام عليه السّلام رسيده ، در نامهاى به آن حضرت نوشت : سيّد و مولاى من ، شكر خدا را كه او را از مشغول شدن به شما بازداشت و به من خبر رسيده است كه او شما را تهديد به قتل مىنمايد . اين در زمانى بود كه مهتدى عبّاسى به فتنهء موالى مشغول شده و قصد در ريشهكنى آنان داشت . اما در اينجا مىبينيم امام عليه السّلام جواب دقيقى مىدهند كه در آن ، آيندهء مهتدى عبّاسى را پيشبينى مىنمايند .
آن حضرت نوشتند : « ذاك أقصر لعمره ، عدّ من يومك هذا خمسة و يقتل في اليوم السادس بعد هوان و استخفاف يمرّ به »
عمر او كوتاهتر از اين است كه چنين كارى انجام بدهد . از روزى كه نامه به دست تو مىرسد پنج روز بشمار و بدانكه وى در روز ششم با ذلّت و خوارى كشته خواهد شد « 2 » .
هامش
( 1 ) . اصول كافى 1 / 512 / ح 23 و به نقل از آن ارشاد 2 / 334 ، اعلام الورى 2 / 150 و به نقل از ارشاد كشف الغمّه 3 / 204 .
( 2 ) . اعلام الورى 2 / 356 .