از سال 255 تا 270 ه ق بيش از چهارده سال به طول انجاميد « 1 » .
دولت و امت اسلامى براى خاموش كردن اين قيام خونهاى بسيارى ريخته و اموال بسيارى صرف نمودند كه خود ، عامل مهمى در تضعيف دولت مركزى گرديد .
2 . اهل ذمّه ، آنان يهود و نصارى بوده و دولت در امور و شعائر مذهب آنان به هيچ وجه دخالتى نداشته بلكه برعكس تساهل و تسامح حاكمان در برابر آنان به حدّى بود كه آنان در مراسم و جشنهاى حكومتى شركت كرده و حكومتها دستور به حمايت از آنان مىدادند « 2 » .
3 . مردان دربارى ، مالكان و ديگرانى كه نفوذ زيادى در سياست دولت و تأثير گستردهاى در وضع اقتصادى و اجتماعى جامعه داشتند .
4 . عامّهء مردم كه مالياتهاى سنگين ، جنگهاى خانمانسوز و اختلافات و منازعات داخلى ، آنان را از پا درآورده بود .
5 . طبقهء گستردهء ديگرى نيز از بردگان و غير بردگان به وجود آمده بود كه عبارت از مطربان و آوازخوانانى بود كه رونقبخش شب زندهدارىهاى پر لهو و لعب خلفا و ديگران بودند ، و قيمت چنين بردگانى به صورت قابل توجّهى بالا رفته بود « 3 » ، تا جايى كه اين امر حتّى در داخل دربار روابط ميان دربار و فرماندهان سپاه را از ترك و غير ترك ضعيف كرده بود ، چه رسد به آثار منفى كه در كل جامعهء اسلامى داشته است .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، جلد هفتم ، رويدادهاى سال 255 تا 270 ه ق .
( 2 ) . الحضارة الاسلامية / 268 ، ر . ك تاريخ الاسلام السّياسى 3 / 424 .
( 3 ) . تاريخ الاسلام السّياسى 3 / 435 .