در جامعهء آن روزگار شيعه نيز وجود داشتند اما با سختى و آزار بسيار زيادى روبرو بودند « 1 » .
البته اين بدين معنا نبود كه حاكمان دولت عبّاسى به مذهب سنّى التزام دينى داشتهاند ، بلكه آنها تنها مىخواستند حركت ائمّه را در ميان امت كنترل كرده و به محاصره درآوردند و با وسايل و طرق مختلف آنها را تحت نظر داشته باشند . از جملهء اين راهها و وسايل مىتوان به موارد زير اشاره نمود :
كمك و يارى به فرقهها و حركتهايى كه آراء و عقايد هيأت حاكم را تحمّل كرده و هيأت حاكم مىدانست كه با تقويت آنها هيچ سركشى و تمرّدى از جانب آنان صورت نخواهد گرفت . بدين شكل بود كه چنين فرقههايى بر سر سفرهء بذل و بخشش حكومت زندگى كرده ، بزرگ شده و در راه استمرار و ادامهء حكومت خلفا قيام مىنمودند .
و چنان كه سابقا توضيح داديم اين مهم جز با وارد شدن عنصر ترك در حكومت كه همواره به تكبّر ، سيطره و عدم فرمانبردارى از حكومت خليفهء عبّاسى مايل بودند امكانپذير نمىگرديد .
اما در رابطه با پراكندگى اجتماعى در اين عصر مىتوان طبقات مختلف جامعه را در آن دوره بررسى نمود . طبقات آن دوره عبارتند از :
1 . طبقهء بردگان . مصر ، آفريقاى شمالى و شمال جزيرة العرب از مهمترين بازارهاى فروش بردگان سياه بود ، بسيارى از زنان و مردان اهل زنگ براى كشاورزى و نگهبانى از خانهها گرفته و به اين بازارها آورده مىشدند . لازم به ذكر است كه فراوانى زنگيان در عراق منجر به قيام و نهضت زنگيان گرديد كه
هامش
( 1 ) . تاريخ الاسلام السّياسى 3 / 423 .