مركزى نبودند . تاريخنويسان به اين مرحله از تاريخ اسلام ، مرحلهء خودمختارى اميران نام نهادهاند « 1 » ، به علاوهء دولتهاى مستقلى از قبيل امارت حمدانيان ، آل بويه و دولت صفّاريان در 154 ه ق ، دولت سامانيان در 261 تا 389 ه ق و . . . كه رفتهرفته به پارهپاره شدن و سقوط دولت عبّاسيان در سال 656 هجرى منجر گرديد .
بافت جامعهء اسلامى در اواخر عصر اوّل عبّاسى از عناصر چندى تشكيل مىشد كه آن عناصر عبارت بودند از : عرب ، فارس و مغربى . در زمان معتصم عبّاسى عنصر ترك نيز در صحنهء سياست جهان اسلام ظاهر گرديد ، چراكه معتصم آنها را بهعنوان نگهدار و پاسدار خود انتخاب نموده و مناصب دولتى را به آنها سپرده ، عرب و فارس را از آن مناصب محروم نمود . عربها و فارسها وقتى كه وجود تركها را براى خود بهعنوان خطرى احساس نمودند دست به دامن كمك از مغربىها ( - آفريقايىها ) و فراغانى ( - آسياى ميانه ) « 2 » و ديگر سپاهيان مزدور گرديدند « 3 » .
همچنين ملاحظه مىكنيم كه در اين عصر مسلمانان به پيروان طوايف مختلف تقسيم شدند و جامعهء اسلامى در معرض انواع تنازعات مذهبى كه خود منجر به جدايى و پراكندگى مىشد قرار گرفت .
در جامعهء آن روز اهل سنّت قسمت اعظم جامعه را تشكيل داده و در زمان نفوذ تركان به مقدار زيادى از آزادى مذهبى و اعتماد به نفس برخوردار بودند ،
هامش
( 1 ) . دكتر حسن ابراهيم حسن ، تاريخ الاسلام السّياسى 3 / 26 به بعد .
( 2 ) . ظاهرا مراد از مغاربه اهالى مغرب مراكش ) و فراغنه اهالى فرغانه باشد فرغانه منطقهاى است كه امروزه در حدود آسياى ميانه و قسمتى از افغانستان واقع مىگردد و طبق آنچه ياقوت حموى در معجم البلدان : 4 / 253 آورده در پنجاه فرسنگى سمرقند بوده است .
( 3 ) . تاريخ الاسلام السّياسى 3 / 422 - 423 .