نقش بارز تركان در عزل و نصب خلفاى عبّاسى ، تعدّد حركتهاى سياسى و مذهبى بود كه بر ضدّ دولت عبّاسى در شهرهاى مختلف كشور اسلامى سر برمىداشتند . شكى نيست كه همهء اين مسائل اثر منفى خاصى بر شرايط اجتماعى داشت كه فرزندان امت اسلام در آن مىزيستهاند و منجر به تيره شدن روابط حكومت با مردم و عدم تثبيت وضعيت اجتماعى مىگرديد ، همچنان كه مختل شدن شرايط سياسى باعث تفاوت اجتماعى و ظهور نظام طبقاتى و پيدايش لايههايى در جامعه مىگرديد كه از نظر معيشتى و حقوقى داراى سطوح مختلف بودند . اين تفاوت صرفا در اثر دوستى ، نزديكى يا دورى آن طبقات از دربار و رجال دربارى شكل مىگرفت ، در نتيجه ، اين نظام اجتماعى فرزندان امت اسلام و پيروان دينى را كه همواره بر برادرى دينى و مساوات و عدل و انصاف تأكيد داشت « 1 » به دو گروه تقسيم نمود .
يكى گروه كم تعداد اما مرفّه و برخوردار از قدرت حكومت و ديگرى گروه بسيار وسيع كه اكثريت فرزندان امت اسلام را شامل مىگرديد ، اما در عين حال ناديده انگاشته شده و محروم از همهء حقوق بود . جدالهاى دائمى و درگير كردن آنها در جنگهايى كه يكى فروكش نكرده ديگرى شعله مىكشيد نيز ، آنها را خسته و فرسوده كرده بود . جنگهايى كه با شعلهورتر شدن و وسيعتر شدن روزافزون خود ، مساحت بيشترى از سرزمين اسلام را در بر مىگرفت « 2 » ، و هركدام از آنها قسمتى از دولت اسلام را جدا كرده و دولتى مستقل از حكومت مركزى به وجود مىآورد كه هيچ كدام مطيع حكومت
هامش
( 1 ) . خداوند متعال در آيهء 13 سورهء حجرات مىفرمايد :إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ؛در حقيقت مؤمنان باهم برادرند ) و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد : « الناس سواسية كأسنان المشط ؛ مردم همچون دندانههاى شانه مساوى هستند » : مبسوط سرخسى 5 / 23 ، لسان الميزان 2 / 43 با اندك اختلاف .
( 2 ) . ابن اثير ، تاريخ كامل / 4 ، حوادث سالهاى 322 تا 248 ه ق .