امام هادى عليه السّلام بهشدّت در پى ايمنسازى عقيدتى در جامعهء اسلامى به صورت كلّى و جامعهء شيعى به صورت خاصّ بوده است .
حضرت امام هادى عليه السّلام تنها به ردّ كردن كلّى شبهات در جامعه اكتفا نمىنمودند ، بلكه حتّى به موارد خاصّى كه سؤالات و شبهات اعتقادى براى افرادى از شيعيان آن حضرت پيش مىآمد و حتى شبهات كسانى كه از پيروان آن حضرت نبوده ، امّا آن حضرت قابليت سر فرود آوردن در برابر حقّ را از سيماى آنها مشاهده مىنمود - مانند بعضى از واقفيانى كه به فضل راهنمايىهاى امام هادى عليه السّلام هدايت شدند - نيز توجّه كرده و پاسخهاى لازم را براى آنان بيان مىفرمودند .
علىّ بن مهزيار گويد : من به منطقهء عسكر همان منطقهاى كه حضرت امام هادى عليه السّلام در آن محصور بودند وارد شدم . درحالىكه در مسألهء امامت شك داشتم و نمىدانستم واقعا امام من كيست . خليفه را ديدم كه در يكروز بهارى امّا صاف و آفتابى براى شكار خارج شده است و مردم لباسهاى تابستانه پوشيدهاند . امّا حضرت امام هادى عليه السّلام را ديدم كه لباسى زمستانى پوشيده و بارانگيرى بر روى اسب خود گذاشته و دم اسب را گره زده است اين كارى بود كه در هنگام باران انجام مىدادند . مردم از كار او تعجّب كرده و مىگفتند :
آيا نمىبينيد كه اين شخص مدنى اهل مدينه با خود چه كرده است ؟ ! من در دل گفتم : اگر او امام بود چنين كارى انجام نمىداد .
هنگامى كه مردم به بيابان رسيدند ، طولى نكشيد كه ابر بزرگى در آسمان ظاهر شد و شروع به باريدن كرد . هيچكس باقى نماند مگر اينكه از آب باران خيس شد . من در دل گفتم شايد كه امام همين شخص باشد ، سپس در دل گفتم حال دربارهء مسألهء جنبى كه در لباس خود عرق كند از او سؤال خواهم كرد . اگر او چون به نزديك من رسيد صورت خود را به من نماياند ، معلوم مىشود كه او
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٣٣