حقير دارند . گاه آن حضرت را از شهر و ديار خود طلبيده ، تحقيرش كردند ، گاه آن حضرت را تحت مراقبتهاى شديد قرار دادند ، گاه به زندانش انداخته و به دفعات براى ترور آن حضرت اقدام كردند ، كه اين مسائل در طول حدود سى و پنج سال از عمر مبارك آن حضرت به صورتهاى گوناگون ادامه داشته است .
آيا امام هادى عليه السّلام در چنين شرايطى و از چنين حاكمانى مىبايست انتظارى غير از اين مىداشت ؟ حال بايد ديد در فرصت كمى كه بسان ابر در گذر بود و با وجود چنين شرايط سختى آن حضرت چه كارى مىتوانست انجام بدهد ؟ و كدام عمليات مناسبتر بود تا آن حضرت براى اقدام به آن قيام نمايد ؟
پس اگر بخواهيم نيازهاى اين مرحله از زندگى امام هادى را در هردو زمينه بررّسى كنيم ، بايد اين حقايق را در نظر بگيريم .
اثر دوّم [ رابطهء اين امامتها با قضيهء حضرت امام مهدى منتظر عليه السّلام ]
امامت زودهنگام حضرت امام جواد عليه السّلام كه به دنبال آن امامت زودهنگام فرزندش امام هادى عليه السّلام را به دنبال داشت داراى جنبهء ديگرى نيز بود ، و آن رابطهء محكم و استوار اين امامتهاى زودهنگام با قضيهء حضرت امام مهدى منتظر عليه السّلام بود كه بهزودى امامت را در شرايطى بسيار سخت به عهده مىگرفت ، و سنّ آن حضرت در ابتداى امامت از سنّ اين دو امام عليهما السّلام نيز كمتر بود . چراكه اين مطلب را پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و امامان اهلبيت عليهم السّلام قبلا خبر داده بودند .
مقدّمهچينى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به تبعيّت از قرآن كريم در رابطه با قضيهء مصلح جهانى اسلام و تصريح آن حضرت به اينكه آن مصلح جهانى از