تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
صورت فيزيكى آن حضرت را ترور كرده ، از سر راه خود بردارد ، تا با اين كار بزرگترين رقيب خود را از ميدان به‌در كرده باشد ؛ چراكه امام رضا عليه السّلام مانند بسيارى از مسلمانان بر اين عقيده بود كه مأمون مستحقّ خلافت نيست و خلافت لباسى است كه خداوند متعال آن را بر اندام هركس كه بخواهد مىپوشاند و برگزيدگان خداوند براى پوشيدن لباس خلافت از ميان مردم همان اهل‌بيت رحمت و رسالت عليهم السّلام مىباشند . مأمون نه‌تنها فاقد پايگاه شرعى ، بلكه فاقد پايگاه مردمى نيز بود ، در حالىكه در همان‌وقت ، حضرت امام رضا عليه السّلام ، خصوصا بعد از قبول ولايت‌عهدى نه‌تنها از دل و جان مردم سقوط نكرد ، بلكه ستارهء بختش نورانىتر شده ، خصوصا بعد از مناظرات علمى كه براى آن حضرت ترتيب داده شد ، علاوه‌بر داشتن پايگاه شرعى ، به پايگاه مردمى نيز بيش‌ازپيش دست يافت . مأمون عليرغم هوش و پختگى سياسى كه داشت ، توانايى مقابله با مكر الهى را نداشت ، همين مسأله بود كه وى را فريفته و به سمت ترور حضرت امام رضا عليه السّلام كشيد . در اين مرحله بود كه امامت زودهنگام حضرت امام جواد عليه السّلام در سنّ كودكى پديد آمد تا برگى نو و دليلى روشن‌تر و مستحكم‌تر بر شايستگى اهل‌بيت عليهم السّلام براى رهبرى جامعهء اسلامى پديد آمده باشد . دليلى كه همهء مسلمانان ، از حكّام گرفته تا مردم عادّى به‌خوبى آن را لمس مىكردند . چنين امامتى تهديدى جدّى بود كه هم نمىشد از آن صرف‌نظر كرد ، و به هيچ‌ترتيب هم نمىشد با آن روبرو شد . مأمون حضرت امام جواد عليه السّلام را به انواع و اقسام مباحثات و مناظرات علمى واداشت ، و يقين كرد كه هيچ راهى براى مقابله و
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 192 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى