مواجهه با امام جواد عليه السّلام ندارد و همهء تلاشهايش در برابر آن حضرت محكوم به شكست است . امّا مسأله اين بود كه وى هيچگونه بهانهاى براى كشتن آن حضرت در دست نداشت .
امّا معتصم دستان خود را به اين جنايت هولناكآلوده كرد و حضرت امام جواد عليه السّلام را در عنفوان جوانى درحالىكه سنّ آن حضرت از بيست و پنج سال بيشتر نبود به شهادت رساند . اينگونه بود كه ايّام امامت امام جواد عليه السّلام بيش از هفده سال به طول نينجاميد .
به شهادت رساندن امام جواد عليه السّلام در اين شرايط ، بيانگر عمق استيلاى روحى و علمى امام جواد عليه السّلام در جامعه بوده است . چراكه وى در همان سنّ كم از نظر روحى ، علمى و رهبرى پيشوا و سركردهء اهلبيت عليهم السّلام بوده است . آنجا كه دانشمندان مسلمان در برابرش سر تعظيم فرود آورده و گذشته از تعلّق خاطر آن دسته از امّت كه جزو پيروان حضرت نبودند ، دلهاى شيعيان و محبّانش به او پيوند خورده ، تعداد زيادى از مسلمانان به ولايت او درآمده بودند .
و گرنه چه دليلى داشت كه خلفا براى به شهادت رساندن او اينقدر عجله به خرج بدهند ، درحالىكه آن حضرت هيچگونه قيام ، حركت و انقلابى بر ضدّ نظام حاكم انجام نداده بود ؟ !
در چنين شرايطى بود كه امامت زودهنگام حضرت امام هادى عليه السّلام به وقوع پيوست ، و از مناظرات و امتحانهاى سخت سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى و دينى سربلند بيرون آمد . بدينترتيب آيا مىتوان باور داشت كه حكّام و خلفاى پس از زمان معتصم بعد از ديدن اين سيطره و استيلاى روحى و علمى اهلبيت عليهم السّلام بر جامعهء اسلامى ، آن بزرگواران را راحت و آزاد بگذارند ؟ در
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: منذر حكيم
ص١٩٣