ثعالبى گويد : از عجايب اين است كه در ميان كسرايان ايران ريشهدارترين آنها در حكومت شيرويه بود . وى پدرش را كشت و بعد از او بهجز شش ماه زنده نماند . و در ميان خلفا نيز ريشهدارترين آنها در خلافت منتصر بود كه او نيز پدرش را كشت و بعد از او بيش از شش ماه زنده نماند « 1 » .
منتصر و علويان
منتصر با علويانى كه در زمان پدرش بسيار مظلوم واقع شده بودند نرمخو بود . وى به آنان مهربانى كرده ، مالى را فرستاد تا در ميان آنها تقسيم كنند . وى بهخاطر نفرتى كه از كارهاى پدرش داشت ، با آنچه پدرش انجام مىداد مخالفت مىكرد . وى حتّى براى اعتراض به او ، در همهء كارها مخالفت با كارهاى او و ضدّيت با مذهب او را پيشهء خود ساخته بود « 2 » .
وى بسيار به آل ابى طالب نيكى مىكرد . وى ترس و وحشت و محنتى كه بهواسطهء ممنوعيت زيارت قبر امام حسين عليه السّلام در زمان پدرش بر شيعيان تحميل شده بود از آنان رفع كرده و فدك را به آل حسين عليه السّلام بازگرداند .
« يزيد مهلّبى » در اشعارى در اين رابطه مىگويد :
« پس از زمانى طولانى كه طالبيان دچار رنج و محنت بودند تو به آنان نيكويى بسيار كردى . »
« تو انس و الفت را به خاندان بنى هاشم بازگرداندى و ما آنان را دوباره بعد از دشمنى برادر يافتيم » « 3 » .
هامش
( 1 ) . تاريخ الخلفا / 356 - 358 .
( 2 ) . مقاتل الطّالبيين / 396 و مانند آن در تاريخ الخلفاء / 417 .
( 3 ) . تاريخ الخلفاء / 417 ، 418 .و لقد بررت الطالبية بعد ما * ذموا زمانا بعدها و زمانا
و رددت ألفة هاشم فرأيتهم * بعد العداوة بينهم إخوانا