« معتز » را به عنوان خلافت انتخاب كرده بودند جنگهاى چندى درگرفت و اين جنگها چندين ماه به طول انجاميده ، باعث اغتشاش در اوضاع مملكت ، بالا رفتن قيمتها و ايجاد بلوا در ميان جامعهء اسلامى گرديد ، و در نهايت كار مستعين تن به صلح داده و قبول كرد كه از خلافت كنارهگيرى نمايد . اسماعيل قاضى و چند تن از ديگر سركردگان با شرطهايى بسيار اكيد بر خلع مستعين شهادت دادند . مستعين در اوّل سال 252 ه . ق خود را از خلافت خلع كرده ، قضات و ديگر بزرگان بنى عبّاس بر اين مسأله شاهد بودند . وى به شهر واسط تبعيد شد و نه ماه در آنجا تحت نظر مردى امين محبوس بود . سپس به سامرا فرستاده شد .
معتزّ پيكى را به سمت « احمد بن طولون » فرستاد تا اينكه او به نزد مستعين رفته و او را به قتل برساند . امّا احمد بن طولون در پاسخ گفت : به خدا سوگند كه من هرگز دست خود را به خون اولاد خلفا آلوده نخواهم كرد . بدين ترتيب بود كه معتزّ ، « سعيد حاجب » را فرستاد و وى در سوّم شوّال همانسال مستعين را در سنّ سى و يك سالگى سر بريد « 1 » .
معتزّ 252 - 255 ه
وى محمّد فرزند متوكّل بود . او در سال 232 ه . ق به دنيا آمد و در سنّ 19 سالگى براى خلافت مورد بيعت قرار گرفت . قبل از او كسى در چنين سنّى به خلافت نرسيده بود . وى اوّلين خليفهاى بود كه رسم زرنگار كردن لباسهاى رسمى مانند كمربند و غلاف شمشير و غيره را بنياد نهاد . چراكه خلفاى پيش
هامش
( 1 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفاء / 358 - 359 .