و بدينسان طومار روزگار حكومت متوكّل كه از دشمنترين مردم نسبت به اهلبيت عليهم السّلام بود درنورديده شد .
تركان از خوابگاه متوكل خارج شدند ، منتصر نيز به انتظار آنان نشسته بود .
آنان به منتصر سلام خلافت دادند و منتصر اينگونه شايع كرد كه فتح بن خاقان پدرش را كشته است و او به انتقام پدر فتح را قصاص نموده است .
سپس براى خود از فرزندان خاندان عبّاسى و ساير افواج سپاه بيعت گرفت .
علويان و شيعيان آنها خبر هلاكت متوكّل را با شادى و سرور فراوان استقبال كردند . چراكه ستمگرى به هلاكت رسيده بود كه زندگى آنها را با مشكلات طاقتفرسايى روبرو كرده بود « 1 » .
المنتصر باللّه 247 - 248 ه
وى محمّد فرزند متوكّل فرزند معتصم فرزند هارون الرّشيد بود ، مادرش كنيزى رومى به نام « حبشيه » بود . وى در شوّال سال 247 ه . ق پس از قتل پدرش به خلافت رسيده و دو برادر خود معتزّ و مؤيّد را از ولايتعهدى بر كنار كرد . دربارهء او گفتهاند وى عدل و انصاف را در ميان رعيت آشكار كرده ، دلهاى مردمان عليرغم ترسى كه از او داشتند به سمت او گرايش پيدا كرد ، آوردهاند كه وى شخصى كريم و بردبار بود . سخنان حكيمانهاى نيز از وى نقل كردهاند . مانند اينكه گفت : لذّت عفو گواراتر از لذّت انتقام است ، و بدترين كارى كه يك فرد قدرتمند مىتواند انجام بدهد انتقام است . امّا منتصر نتوانست مدّتى كمتر از شش ماه از خلافت خود بهرهاى ببرد .
هامش
( 1 ) . الكامل فى التّاريخ / 10 / 349 .