تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

نفرين امام هادى عليه السّلام بر متوكّل

امام هادى عليه السّلام به‌سمت خداوند متعال التجا كرده و به درگاه احديت رو آورد ، و دعايى را خواند كه اين دعاى شريف در جوامع روايى ما به دعاى مظلوم بر عليه ظالم معروف شده است كه از گنج‌هاى تابان معارف در نزد اهل‌بيت عليهم السّلام مىباشد « 1 » .

هلاكت متوكّل

خداوند متعال دعاى ولى خود حضرت امام هادى عليه السّلام را مستجاب كرد . پس از اين دعا سه روز بيشتر طول نكشيد كه متوكّل از دار دنيا رفت . كيفيت اين امر به اين‌گونه بود كه منتصر فرزند متوكّل شبانه با گروهى از تركان همدست و همداستان شده ، در شب چهارشنبه مصادف با چهارم شوّال سال 247 ه ق به سرپرستى باغر ترك درحالىكه شمشير كشيده بودند بر متوكّل حمله كردند . متوكّل مست و مدهوش افتاده بود . فتح بن خاقان هراسان فرياد برآورد كه واى بر شما ، اين امير المؤمنين است ! امّا آن‌ها اعتنائى به او نكردند . فتح بن خاقان خود را بر روى متوكّل انداخت تا اين‌كه جانش را فداى او كند . امّا نتوانست مرگ را نه از خود و نه از متوكّل دور كند . چراكه آن تركان به سمت آن‌دو هجوم آورده و هردو را قطعه قطعه كردند ، به‌گونه‌اى كه هرگز نتوانستند گوشت يكى را از ديگرى تشخيص دهند . البته آن‌چنان كه بعضى از تاريخ‌نويسان نوشته‌اند آن‌دو باهم دفن شدند .
هامش
( 1 ) . مهج الدّعوات / 209 .