چراكه او مقام و منزلت امام هادى عليه السّلام و پدران بزرگوارش عليهم السّلام و ارتباط محكم آنها را با خداوند سبحان مىدانست . امام عليه السّلام نيز به او فرمودند كه او را عفو كرده و از گناه او درگذشتهاند .
ديگر اينكه امام هادى عليه السّلام ابعاد برخورد خليفه را با خود مىدانست و به خوبى دريافته بود كه دستور تفتيش خانه و فرستادن آن حضرت به سامرا و دور كردن آن حضرت از شيعيان و فاميل زمينهاى براى تحت مراقبت شديد قرار دادن آن حضرت و شناسايى كسانى كه بر امام داخلشده و با آن حضرت ارتباط دارند بوده و در نتيجه هدف اصلى ، ثبتوضبط همهء حركات امام و تحرّكات ياران و ياوران آن حضرت مىباشد . پس از نظر متوكّل وجود امام در مدينه به معنى برخوردارى آن حضرت از آزادى در تحرّكات بوده و راه ارتباط ياران و دوستان امام با آن حضرت را سهلوآسان مىنموده است .
امّا امام هادى عليه السّلام در همهء تحرّكاتى كه داشتهاند و حتّى در نامهها و سفارشاتى كه به شيعيان خود مىنوشتند رعايت كمال احتياط را مىنمودند و به همين دليل بود كه سخنچينىها و بدگويىهايى كه دربارهء آن حضرت به نزد خليفه انجام مىشد با شكست مواجه مىگرديد . و حتّى هنگامى كه بارها و بارها خانهء آن حضرت مورد تفتيش قرار گرفت مأموران حكومتى جز كتابهاى دعا و قرآن كريم در خانهء آن حضرت چيزى نيافتند و حتّى هنگامى كه غافلگيرانه به خانهء آن حضرت ريختند آن حضرت را جز در حال نماز يا قرائت قرآن نيافتند .
ابن جوزى مىنويسد : سبب عزيمت دادن امام عليه السّلام از مدينه به سمت سامرا - همچنانكه دانشمندان علم سيره معتقدند - اين بود كه متوكّل حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام و فرزندانش را بهشدّت دشمن داشته ، مىترسيد كه امام
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: منذر حكيم
ص١٣٥