كنند . هرگاه تو حركت كردى آنها حركت كنند و هرگاه تو اقامت كردى اقامت كنند ، و در اين مسأله امر و دستور با تو باشد تا اينكه امير المؤمنين را ديدار كنى .
پس هيچيك از برادران و فرزندان و اهل بيت و نزديكان امير المؤمنين در نزد او منزلتى والاتر از تو ندارند و هيچكس در نزد او بر تو ترجيح ندارد و او به هيچكس به اندازهء تو نظر لطف نداشته و بر هيچكس به اندازهء تو دلسوز نبوده و به هيچكس به اندازهء تو نيكى نكرده و به هيچكس به اندازهاى كه به تو اعتماد دارد اعتماد نمىكند ، ان شاء اللّه تعالى و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته » « 1 » .
متوكّل از نوشتن اين نامه چند هدف تبليغاتى داشت . اوّلا اينكه در اهل مدينه تأثير بگذارد و ديد آنها را نسبت به خود ، همچنين برداشت آنها را از شخصيت خود عوض كند . چراكه اغلب مردم مدينه متوكّل را مىشناختند و مىدانستند كه او دشمن اهلبيت عليهم السّلام و شيعيان آنها است .
دوّمين هدفى كه متوكّل از نوشتن اين نامه دنبال مىكرد اين بود كه به امام هادى عليه السّلام اينگونه بنمايد كه وى آن حضرت را محترم داشته ، رأيش را احترام كرده و او را در نزد خود عزيز مىدارد . به همين جهت بود كه حتّى والى مدينه را تغيير داد و آن حضرت را در آمدن به سامرّا در آزادى قرار داد كه آن حضرت هرگونه كه مايل باشد به اين سفر بيايد . اينها شيوههايى است كه با آن عامّهء مردم را مىتوان گول زد . امّا امام هادى عليه السّلام تمام آنچه را كه متوكّل در نظر داشته و هدفى كه او از دعوت آن حضرت به سمت خود در سر مىپرورانده را كاملا مىدانستهاند .
هامش
( 1 ) . كافى 1 / 501 .