تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
كرده و به او فرمودند : « ان أقرب عرضي إياك على اللّه البارحة و ما كنت لأعرضنك عليه ثم لأشكوك إلى غيره من خلقه » ؛ آخرين شكايتى كه من از تو كرده‌ام ديشب ، در نزد خداوند متعال بوده است ، پس از آن ديگر در نزد كسى از خلق خدا شكايت تو را نخواهم كرد . اينجا بود كه بريحه به دست و پاى آن حضرت افتاده و با ناله و تضرّع از آن حضرت خواست كه او را ببخشد . امام هادى عليه السّلام نيز به او فرمودند : « همانا كه از تو درگذشتم » « 1 » . از مهمترين نكته‌هايى كه مىتوان در اين روايت به آن‌ها اشاره كرد اين است كه متوكّل به يحيى بن هرثمه دستور داده بود تا رعايت حال امام هادى عليه السّلام را نموده و بر آن حضرت سخت نگيرد . اين مطلب به گوش بريحه رسيده ، ترسيده بود كه امام شكايت او را به متوكّل بنمايد . به همين خاطر بود كه امام عليه السّلام را تهديد كرد امّا امام عليه السّلام خواستند تا يك مفهوم اسلامى را در ذهن او زنده كنند و آن مسألهء ارتباط با خداوند متعال مىباشد ، و اين مطلب را به او بفهمانند كه اين تنها خداوند است كه مىتواند نفع يا زيان به بندگان خود برساند ، و هم اوست كه از بندگان خود دفاع مىكند . به همين سبب بود كه امام عليه السّلام به بريحه اين‌گونه پاسخ دادند كه روز قبل از حركت و سفر شكايت او را به نزد خداوند متعال برده‌اند . ديگر اين‌كه مىيابيم حضرت امام هادى عليه السّلام قصد اين را نداشتند كه شكايت بريحه را به نزد خليفه ببرند . و همين نكته بود كه باعث شد تا بريحه از امام هادى عليه السّلام عذرخواهى كرده و از آن حضرت طلب عفو و بخشش نمايد .
هامش
( 1 ) . اثبات الوصيّه / 196 - 197 .