تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
در هرصورت يحيى بن هرثمه به مدينه آمد و نامه را به بريحه رساند و هر دو با هم سوار شده و به نزد امام هادى عليه السّلام رفته و نامهء متوكّل را به آن حضرت تقديم كردند . آن حضرت از آن‌ها سه روز مهلت خواست . پس از سه روز هنگامى كه يحيى بن هرثمه به منزل امام عليه السّلام بازگشت ديد كه اسب‌ها زين‌شده و بارها همه بسته‌شده و آمادهء مسافرت است . البته نبايد از تفتيش خانهء امام عليه السّلام توسّط يحيى بن هرثمه غافل شويم . چرا كه يحيى بن هرثمه در همان‌زمان كه نامهء متوكّل هرگونه اتّهام اقدام بر عليه حكومت را از امام هادى عليه السّلام نفى مىكند مأمور به تفتيش خانهء آن حضرت شده بود . از همين‌جا مىتوان دريافت كه دعوت متوكّل از امام عليه السّلام براى رفتن امرى الزامى براى آن حضرت بوده است كه در قالب دعوت بيان شده است . و گرنه بعد از آن بدگويىها و سخن‌چينىها و اين دعوت چه نيازى به اين تفتيش بود كه خود دليل بر وجود سوءظنّ خليفه نسبت به امام هادى عليه السّلام مىباشد ؟ ! امام هادى عليه السّلام به همراه فرزند خود حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام كه كودك خردسالى بود با يحيى بن هرثمه به سمت عراق حركت كرد . بريحه نيز به دنبال آن حضرت به راه افتاده و ايشان را مشايعت مىكرد . هنگامى كه مقدارى از راه را طى كردند ، بريحه نزد امام هادى عليه السّلام آمده و به آن حضرت عرض كرد : من مىدانم كه تو به‌خوبى اطّلاع دارى كه سبب بردن تو به عراق من بوده‌ام . امّا اكنون سوگندهاى اكيد ياد مىكنم كه اگر به نزد امير المؤمنين يا يكى از نزديكان و فرزندانش رفتى و از من در نزد آن‌ها شكايت كردى درختانت را در مدينه به آتش كشيده ، غلامان و اهل خاندانت را كشته و چشمه‌هاى باغت را كور كرده و چنين‌وچنان مىكنم ، امام هادى عليه السّلام رو به او