ازاينرو است كه حيطههاى فعاليتى ائمه عليهم السّلام برحسب اختلاف اوضاع و شرايط از تنوع برخوردار مىباشد اين اختلاف اوضاع و شرايط بدينقرار مىباشند :
نوع حكومت وقت . ميزان فرهنگ ، بيدارى ، ايمان امت و ميزان شناخت آنان از ائمه عليهم السّلام و اندازهء پيروى آنان از حاكمان منحرف . شرايط حاكم بر نظام و دولت اسلامى . ميزان پاىبندى حاكمان به اسلام . نوع ابزارى كه حاكمان براى تقويت حكومت و استحكام سيطرهء خود از آن استفاده مىكردند .
در اين شرايط ، ائمه عليهم السّلام در برابر حكومتها و رهبرىهاى منحرف زمان خود فعاليت مستمرى داشتند كه در بازداشتن حاكم جائر از فزونى انحراف جلوهگر مىشد حال اين كار يا با موعظههاى زبانى متحقق مىگرديد يا در شرايطى كه خطر نابودى اسلامى را تهديد مىنمود با قيام مسلحانه كه تا پاى جان در اين راه ايستادگى مىكردند مانند قيام امام حسين عليه السّلام در برابر يزيد بن معاويه .
زمانى نيز عليرغم يارىرسانىهاى غيرمستقيم ائمه عليهم السّلام به دولت اسلامى در هنگام تهديد خطر از سوى كفار ، مبارزهء ائمه عليهم السّلام به صورت ايجاد و تقويت دائمى جريانهاى مخالف به جهت متزلزل كردن رهبرى منحرف نظام اسلامى جلوهگر مىگرديد .
اهلبيت عليهم السّلام و تربيت امّت
ائمهء اطهار عليهم السّلام در زمينهء تربيت اعتقادى ، اخلاقى و سياسى امّت نيز نقش فعال و مستمرى داشتند ، اين رسالت با تربيت اصحاب دانشمند و بهوجود آوردن كادر علمى و شخصيتهايى كه براى جامعه نقش الگو داشته باشند عملى شد ، كسانى كه به انتشار بيدارى و فكر اسلامى پرداخته ، به شبهاتى كه در